جابجائي اقوام در مناطق مختلف ايران وكوچاندن آنان از جايي به جاي ديگر ، يك سنت سياسي در شيوه كشورداري ما بشمار مي رود .تالشان نيز مانند اقوام ديگرايراني در مواردي هم ميزبان اقوام مهاجر بوده اند وهم اينكه خود ناگزير از كوچ واسكان درنواحي ديگر شده اند .كردهاي تالش كه از تيره ها ي نژاد آريايي وايراني تبار كشورما بشمار مي روند بدنبال يك سلسله تصميم گيريها وضرورتهاي سياسي، ازحدود دويست وپنجاه سال پيش از خراسان به تالش وخلخال كوچانده شده اند اينان طي يك روند تاريخي ، سرانجام پس از فراز وفرودهاي بسيار توانسته اند با تالشان وآذريهاي خلخال به همزيستي وروابط اجتماعي مورد نظر دست يابند .امروزه بسياري ازمردم از خود مي پرسند كه كردها چگونه به نواحي كوهستاني تالش آمده اند مقاله حاضر چگونگي آمدن كردها به ناحيه كوهستاني تالش وسپس مهاجرت گروهي از آنان را به شهرهاي جلگه اي مورد بررسي قرار داده است .
دامنه ها ي شرقي وغربي كوههاي تالش كه در دوران پيش از اسلام قلمرو كادوسها و محل زيست و معيشت آنان بود، در دوران بعد از اسلام ، بتدريج دچار دگرگونيهاي شديد اجتماعي وفرهنگي شد .با ورود قبايل ترك به آذربايجان واستقرار آنها در اين منطقه ، دامنه هاي غربي كوهها يتالش بدست تركان افتاد وتالشها در دامنه هاي شرقي ومرطوب وسرسبز آن باقي ماندند. بدنبال جنگهاي ايران وروس وانعقاد عهد نامه ها ي گلستان ( 1228ه.ق) وتركمنچاي ( 1243ه.ق) مناطق شمالي تالش وآذربايجان به روسها واگذار شد ودر نتيجه نوعي گسستگي قومي ميان تالشان وآذريهاي دوطرف مرز بوجود آمد .
با روي كار آمدن صفويها در شرق آذربايجان ، آميزش قومي دراين منطقه شدت يافت وتعداد تركان پيوسته فزوني گرفت .تا جائيكه امروزه تنها در برخي از نواحي كوهستاني جنوب استان اردبيل ويا شرق خلخال به زبان آذري يا تاتي كنوني صحبت مي كنند وزبان تركي در سايرنقاط عموميت فراوان دارد .
حضور كردها در منطقه تالش از زمان نادر شاه افشار آغاز شد .طوايفي از كردها كه قبلاً طي يك سلسله تصميم هاي سياسي از غرب ايران به شمال خراسان اعزام شده بودند ، تا درمقابل نفوذ بيگانگان ايستادگي نمايند ، در دوره نادر شاه از قوچان به خلخال كوچانده شدند .اينان با استقرار در حد فاصل مراتع بين شرق وغرب كوهها ي تالش ، ديواره قومي جديدي بوجود آوردند ، تا از تنشها ودرگيريهاي ميان تالشان وايلات شاهسون جلوگيري نمايند .البته انگيزه اصلي كوچاندن ايلات كرد از قوچان واسكان آنان در مرزهاي غربي تالش را بايد در سياست دولت نادر شاه نسبت به تالشان جستجو كرد .قيام تالشان برضد حكومت نادر درسال 48-1747ميلادي دردسرهاي نظامي وسياسي فراواني براي نادر شاه بوجود آورد .هرچند كه سرانجام ، اين قيام از راهها ي غيرنظامي وبا استفاده از شيوه هاي جدايي افكني ميان رهبران شورش سركوب شد . ليكن انديشه شورش مجدد هرگز از ذهن نادر شاه بيرون نرفت .نادر شاه براي جلوگيري از شورش مجدد تالشان ، پس از آنكه دريافت از نواحي جنوب نفوذ به تالش آسان نبوده وبا تلفات سنگين همراه است ، كوشش كرد در جبهه غرب موقعيت خود را توسط قبايل ترك وسپس كرد تقويت كرده وتالشان را در محاصره نظامي وقومي كامل قرار دهد .انگيزه اصلي وي از كوچاندن كردهاي قوچان به غرب تالش واسكان آنان در كنار قبايل ترك ، از همين نگراني سياسي ناشي مي شود .
پس از سقوط حكومت افشارها، كردها در اين منطقه باقي ماندند وچون از آن پس چندان مورد حمايت حكومت هاي مركزي زندها وقاجارها نبودند ، با تغيير خط مشي سياسي درصدد همزيستي با آذريها ، تركها وتالشان برآمدند وطي اين روند عملكرد بسيار موفقي نيز داشته اند .
درباره خاستگاه اصلي كردها برخي مورخين مانند بدليسي ( 1343، ص 21) وجان لمبرت ( 1367، ص 97) اظهارنظرهاي ناروا وغيرعلمي بيان كرده اند كه ناشي از عدم اطلاع علمي آنان است ، آنچه مسلم است كردها مجموعه اي از طوايف گوتي ، كاسي ، كردوك و…. هستند كه در منطقه زاگرس يا كردستان ساكن بودند واز اقوام اصيل ايراني بشمار مي روند .پيشينه تاريخي آنان با تاريخ ايران پيوندي عميق و ناگسستني دارد .
1- چگونگي كوچاندن كردها به خراسان
مي دانيم كه در دوران تسلط اعراب برايران خراسان كانون اصلي مبارزه با خلفاي عرب براي كسب آزادي واستقلال از سلطه ونفوذ آنان بود .خلفاي عرب براي مبارزه با اين آزاديخواهي نه تنها خود به سركوب جنبش ها مي پرداختند ، بلكه قبايل همسايه خراسان ، از جمله ازبكها را براي تاخت وتاز به اين منطقه حمايت وتشويق مي كردند .اين سياست تنش آفرين تا دوره صفويه نيز كماكان ادامه داشت ، حتي سركوبيهاي موقت شاه اسماعيل وشاه تهماسب نيز نتوانست آنرا متوقف سازد .
شاه عباس با قانع كردن سران ايل كرمانج كه شاخه اي از ايلات بزرگ شكاك در مرز بين ايران وعثماني بودند ، گروهي از آنان را در 1007 ه.ق از آذربايجان ومهاباد به اطراف ري ، يعني دشت ورامين وخوار كوچاند .در اين كوچ بزرگ و تاريخي حدود 50هزار خانوار شركت داشتند. كردها پس از دوسال اقامت در جنوب ري ، ماموريت يافتند تا براي مقابله با ازبكان به خراسان رفته وبا توجه به موقعيت حساس خراسان در اين منطقه اسكان يابند[1]. سرانجام درسال 1010 ه.ق حدود 45هزار خانوار كرد وارد خراسان شدند ودر مناطق شمالي آن اسكان يافتند ( توحدي ، 1359، ص 46) .
روند جابجايي ايلات وعشاير و اسكان آنان در ميان اقوام ديگر دردوره نادر شاه شدت گرفت.بطوريكه وي طي شش سال ( 1736-1730) توانست 50 تا 60 هزار خانوار از ايلات آذربايجان ، عراق عجم ، فارس و13 هزار خانوار از عشاير هفت لنگ وچهار لنگ بختياري و 6 هزار خانوار از طوايف گرجي را به خراسان كوچ دهد .
در قالب اين سياست بود كه وي تعدادي از كردهاي ايل شكاك راكه قبلاً در آنجا اسكان شده بودند وبه زعفرانلو معروف بودند به گيلان ومازندران كوچاند .كردهايي كه ازقوچان به خلخال ونواحي كوهستاني تالش كوچانده شدند از هفت طايفه بنامهاي شا طرانلو ، خالتانلو ، كلوكشانلو ، هويرانلو ، مونتانلو ، نصرانلو ( اصلان لو) ودليكانلو تشكيل مي شدند .كردها در ابتداي ورود به منطقه خلخال ، در زمين باريكي در 115كيلومتر ي شمال قزل اوزن كه در حدود 15كيلومتر از شهر گيوي در جهت شرق بسوي ارتفاعات تالش امتداد دارد.سكني گزيدند.به گفته هنري فيلد ( 1343، ص 206) زماني از حدود اصلي خود خارج شده ودر چهار ناحيه خلخال درشمال قزل اوزن پخش شدند .مارسل بازن محقق فرانسوي ( 1367، ص 442) نيز با استناد به فرهنگ جغرافيايي ايران درسال 1328گفته هنري فيلد را تاييد كرده ودر روستاهاي اقباش،آغچه قشلاق واسفر جان از وجود زبان كردي خبرمي دهد وساكنان روستاهاي بنيادآباد ،گزور، لنگ دشت،ابلي، زاويه كرد ، النكش ،ايلوانق واناويز در شمال خلخال را جزئي از قلمرو قبايل كرد معرفي مي كند.
اين طوايف در گذشته زندگي ييلاقي وقشلاقي داشتند كه از سال 1300تا 1320ه.ش .بي آنكه فرهنگ قومي وحتي لزوما وابستگي هاي عشيره اي خود را ازدست دهند .تخته قاپو شده اند .تنها در روستاهاي پراكنده در دره آرپاچاي گروهي از آنان هنوز نيز زندگي ييلاقي و قشلاقي دارند .
مهمترين محدوده كردنشين در حال حاضر ، در شمال خلخال قراردارد. هسته مركزي آن مجموعه اي از 16آبادي مي باشند كه همگي از دو طايفه شاطرانلو و خالتانلو هستند[2]. دومين محدوده كرد زبان در چند روستا واقع در انتهاي جنوبي خلخال خلاصه مي شود كه بين روستاهاي ترك ويا در اصل تات زبان قرار دارند وعبارتند از : جعفرآباد وسجهرود در دوطرف تنگه شاهرود سفلي وسه آبادي شيخ علي لو، احمد آباد وچملوگبين در يك دره كوچك شرقي تر.
2- همجواري كردها با تالشان
تالشان از ديرباز مردماني دامداربوده اند كه دركنار آن به زراعت وزنبورداري نيز توجهي داشته اند وبعدها با فرود آمدن از كوهستان واسكان در نقاط جلگه اي ، برنجكاري را هم از گيلكها آموختند .از اينرو تالشان به دو گروه جلگه نشين برنجكار وكوه نشين دامدار تقسيم شدند كه ارتباطات اجتماعي واقتصادي آنها ميان جلگه وكوهستان انجام مي گرفت ، عليرغم كوه نشينان كه كمتر به جلگه مي رفتند ، جلگه نشينان جهت شخم زمينهاي كشت برنج خود مجبور بودند كه با كوه نشينان در ارتباط باشند .از اينرو گاو كوه نشينان را به امانت مي گرفتند ودر مقابل به آنان برنج مي دادند .همچنين وجود مالاريا در فصول گرما در جلگه ، كه تا حدود نيم قرن پيش بشدت رواج داشت جلگه نشينان را وادار به كوچ در ارتفاعات وييلاقات مي كرد . تاحدي كه در آغاز دوره گرما كودكان را جهت دور نگهداشتن بلاياي جلگه به نقاط كوهستاني مي فرستادند .بعدها صعود آنها به كوهستان همراه با دامداري انجام گرفت .بنابراين ارتباطات در تالش بين جلگه وكوهستان انجام مي گرفت وآنها با صعود به ارتفاعات با همسايگان خود در دامنه غربي ( كردها ) در تماس بودند وجهت خريد مايحتاج خود كمتر اتفاق مي افتاد كه از ارتفاعات يا وسط جنگل به نقاط پايين يا جلگه بروند .بخصوص ويژگي مزاجي كوه نشينان اسكان يافته به پرورش در آب وهواي سالم وكوهستان به گونه اي بود كه تحمل آب وهواي جلگه اي را نداشتند .از اينرو با توجه به مكمل بودن اقتصاد آنها با نزديكترين همسايگان خود ( كردها ) معامله كردند واز آنجا بود كه ارتباط بين آنها برقرار شدكردها كه ابتدا به كشت و زرع مي پرداختند ، زندگي شباني را از تالشان آموختند .اما در آمد حاصله از اين فعاليتها براي تامين معاش آنان كافي نبود .از اينرو براي تهيه در آمد مكمل كه براي معاش آنها الزامي بود ، به نقاط كشور از جمله تالش سفر مي كردند .آنان مقدار مازاد انواع حبوبات ، غلات ومحصولات درختي خود را به تالش حمل وبا برنج وساير لوازم زندگي مبادله وبه اين ترتيب قسمتي از معاش خودشان را تامين مي كردند .از طرفي مشغله هاي زيادي مانند جنگل تراشي وآماده نمودن برنجزارها ، مرمت شبكه ها ي آبياري ، بريدن چوب ساختماني وصيد ماهي بطور سنتي در نواحي جلگه اي با آب وهواي ملايمتري در زمستان ، براي كردها وجود داشت .رابينو مي نويسد : ((كردها هنگاميكه مي خواهند از كوهستانها به جلگه ها سرازير شوند تمام وسايل خود را بصورت بسته اي در مي آورند وآنرا به انتهاي چوبي بسته ، روي شانه خود آويزان مي كنند ومي روند ))(رابينو ، 1374، ص22) از آن زمان به بعد دامنه انواع فعاليتها وسيع تر شده وبا توسعه باغهاي چاي ومركبات در گيلان ومازندران غربي ورشد شهر نشيني در چند دهه اخير ، به تمامي سال بسط يافته است كه اين روند مناسبات فرهنگي واجتماعي ميان كردها وساير همسايگان را نيز گسترش داده است .
3- سابقه تاريخي كردها در منطقه
دامنه غربي كوههاي تالش در اواخر استيلاي مغولان تحت سلطه ايل سعد لو در آمده كه تا اوايل سلطنت شاه قاجار نيز مالك اين منطقه بوده اند .همزمان با ورود كردها به منطقه خلخال ، محمد خان سعد لو حكمران كل منطقه بود با گذشت زمان از قدرت خوانين سعد لو كاسته شده واكثر نواحي غربي كوهها ي تالش از زير نفوذ آنان خارج شد وهرو آباد مركز شهرستان خلخال كه تحت مالكيت سعد لوها بود ، توسط تجار واهالي آنجا به مبلغ هفتصد تومان از خوانين مزبور خريداري شد .در اوايل دوره قاجار اختلاف بين تالشان وشاهسونها مهمترين مسئله روز بوده كه فتحعليشاه باانتقال گروهي از كردهاي خلخال به نقاط شمالي تر ، بعنوان حايل بين تالشان وشاهسونها به اختلاف آنان پايان بخشيد .
در زمان ناصر الدين شاه نصرت الله خان ( سردار امجد ) حاكم كرگانرود بود .وي علاوه بر تالش درهمجواري ييلاق اكراد شاطرانلوي خلخال نيز باغ واملاك داشت كه آنرا به پسرش فتح الله خان سپرده بود .فتح الله خان وكسانش در روز 17ذيحجه 1307ه.ق به عزم شكار ازمنزل حركت كرده وبه ييلاق كلستان مي روند .با درگيري كه بين همراهان وي واهالي كلستان روي مي دهد ( غفاري ، 1361 ، ص 357) ، زمينه اختلافات تالشان وكردها فراهم مي شود .اين حادثه را بايد نقطه شروع اختلاف بين تالشان واكراد شاطرانلو وزمينه اولين شورش وسركشي عليه دولت مركزي در نظر گرفت .
در اواخر سلطنت محمد عليشاه كه رشته امنيت در كشور بهم خورده ودراغلب نقاط ، ملوك الطوايفي رواج پيدا كرده بود ، خوانين شاطرانلو هم به سركردگي امير عشاير ازهرج ومرج استفاده كرده وبيست سال تمام خلخال را زير نفوذ خود قرار دادند .همكاري آنان با ميرزا كوچك خان در انقلاب جنگل از افتخارات طايفه اي اكراد بشمار مي رود .بعداز وقايع جنگل ، رضا شاه درنظر داشت قوايي مجهز جهت خلع سلاح عمومي وبرقراري امنيت درتالش به آنجا گسيل نمايد كه سر كردگان وخوانين اكراد كه همجوار با تالشان بودند ، از اين تصميم دولت ناراضي شده وبرعليه دولت قيام كردند ( آقاجاني ، 1378، ص 750) .از جمله آن قيام ها ، شورش محمد تقي خان امير احمدي (مميش خان ) بود
4-تاثير پذيري كردها از منطقه
كردها طي نزديك به سه قرن سكونت در منطقه خلخال تحت تاثير عوامل مختلف تحولات زيادي از نظر فرهنگي واجتماعي بخود ديده كه از مهمترين آن ، تغييرمذهب وگرايش به زبان تركي است .با توجه به تاريخ كردهاي منطقه ،كه شاخه اي از ايل شكاك وسني مي باشند ، بدنبال كوچ به خراسان نيز سني باقي مانده تا اينكه در نهايت به خلخال كوچانده مي شوند .سرپرستي اكراد در ورود به خلخال را شخصي به نام ((عجم آقا )) بعهده داشته كه سالها پس از اطراق در منطقه تحت عوامل نامشخصي ، آنها را به مذهب شيعه فرا مي خواند .فرهنگ جغرافيايي ايران در سال 1328در دو روستاي گستان وپيرانلو از سني ها نام مي بردكه بايد گفت روستاي مذكور بعلت قرارگيري در ارتفاع وشرايط سخت طبيعي ديرتر از ساير آباديهاي كرد نشين پذيراي مذهب شيعه بوده اند .در حال حاضر تمامي اكراد شمال خلخال شيعه مذهب مي باشند وتنها دو روستاي جعفر آباد وسجهرود در جنوب خلخال ، پيرو مذهب شافعي هستند .
رشيد ياسمي مورخ ايراني ، لهجه كرمانجي را شيرين ترين ومقبولترين لهجه ي كردي دانسته ورواني وعدم اختلاط با زبانهاي بيگانه را از مشخصات برجسته اين زبان عنوان كرده است( ياسمي ، 1316، ص 136). اما كردهاي منطقه خلخال ديگر آن ويژگي را ندارند .زبان تركي همچون سيلي سالهاست كه در آذربايجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونيم زبان ولهجه درسر راه خود دارد ، مي شويد ومي برد .اين نتيجه تحقيقي است كه از پيشينه ورود كردها به منطقه وخاطرات بزرگان حاصل شده ، همچنين نتيجه مشاهده عيني است كه نگارنده در عرض چند سال سكونت در منطقه بدست آورده است .تا بيست سال پيش كه كودكي بيش نبودم ، بخاطر دارم كه بچه هاي منطقه تركي نمي دانستند ، اما امروزه تقريباً هيچ كدام از آنها نيست كه تركي نداند .اين وضعيت در چهار آبادي پيرانلو ، چلنبر، اوجغازونواشنق بعلت قرار گيري در نزديكي جاده خلخال - اردبيل وهمچنين مهاجرت بيش از حد ساكنين آنها به مركز شهرستان ( هروآباد ) وديگر نقاط ترك زبان شديدتر است .نفوذ زبان تركي در اين آباديها بحدي است كه تنها بزرگان محل به زبان كردي آشنايي دارند وفقط در مواقع ضروري ( در معاشرت باديگر اكراد منطقه ) به آن زبان تكلم مي كنند .
ديگر روستاهاي كرد نشين بعلت قرار گيري در دره ها كه توسط ارتفاعات كوهها ي تالش محصور گشته ، كمتر دستخوش تحولات شده اند .اما آنها نيز كه گروه اقليت در ميان اكثريت ترك زبان منطقه را تشكيل مي دهند ، جهت داد وستد روزمره وانجام كارهاي اداري به نقاط مركزي شهرستان تردد بيشتري دارند .كه علاوه بر بزرگسالان ، جوانان وحتي نوجوانان با زبان تركي آشنايي دارند .ازطرفي بعلت نزديكي اين آباديها به ديار تالش ، بسياري از اكراد به سرزمين تالش مهاجرت نموده اند .شهر تالش ، شهري نسبتاً نوبنياد است .رشد سريع آن بيشتر در اثر مهاجرت آذريهابوده است .مارسل بازن نيمي از ساكنان اوليه آ ن را از شهرستان خلخال وبخصوص از روستاهاي كردنشين شمال هروآباد يعني لمبر ، كلستان ، اوجغاز وميل آغاردان عنوان كرده است .كثرت مهاجرت كردها به اين شهر باعث ايجاد بازار كرد محله در تالش شد .از زمان تاسيس شهرداري تالش درسال 1330 ،اين محله همواره محله اي نسبتاً همگن در اين شهر وجزو قديمي ترين محله اي آنست كه حدود 3000 نفر كرد خلخال در اين شهر ساكن هستند .از سوي ديگر درحال حاضر ، رواج تكلم به زبان فارسي نيز در ميان كردها معمول شده است .چرا كه مهاجرت آنها به پايتخت وشهرهاي شمالي كشور ، بويژه در چند سال اخير شدت يافته وهمچنين وضعيت شغلي آنان نيز ايجاب مي كند كه حداقل شش تا هشت ماه از سال را مهاجرت كنند .اين امر كه بيشتر كرده و اين آشنايي به حدي در آنها موثر بوده كه در انتخاب زبان فرزندان خود ، متأسفانه فارسي را برزبان مادري خود ( كردي ) ترجيح مي دهند .از اينرو احتمال اينكه كردي در منطقه تا چند نسل آينده به كلي از بين رفته وبه دست فراموشي سپرده شود ، خيلي زياد است .
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
: مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبانهای
هندواروپایی:
کردی
اوستایی فارسی سانسکریت انگلیسی زبان آلمانی لاتین
|
کردی |
اوستایی |
فارسی |
سانسکریت |
انگلیسی |
زبان آلمانی |
لاتین |
|
|
Ez |
azəm |
من |
aham |
I |
ich |
Ego |
|
|
Jin |
Janay |
زن |
janay- |
queen |
|
|
|
|
'zîndu "alive" jiyan «to live» |
jī-/gay- |
زنده "alive", زیستن «to live» |
jīvati |
|
|
vīvus "alive", vīvō "live", vīta "life" |
|
|
Mang |
Māh |
ماه |
mās- |
moon, month |
Mond, Monat |
mēnsis "month" |
|
|
mirdu "dead", mirdin «to die» |
mar-, məša- |
مرده "dead", مردن
«to die» |
marati, mrta- |
murder |
Mord "murder" |
morior "die", mors "death" |
|
|
ser |
Sarah |
سر |
śiras- |
dial. harns "brain" |
Gehirn "brain" |
cerebrum "brain" |
|
|
Sed |
satəm |
صد |
śatam |
hundred |
Hundert |
centum |
|
|
zānîm «I know» zānîn «to know» |
zan- |
دانم «I know», دانستن
«to know» |
jānāti |
know |
kennen |
nōscō, co-gnitus -}} |
|
برای نوشتن زبانکردی در کشورهای
گوناگون خطهای گوناگونی به کار میرود. زبان کردی در ترکیه و سوریه با حروف لاتین
(برای مثال) و همچنین در ارمنستان با حروف سیریلیک نوشته میشود. کردی سورانی و
جنوبی در ایران و عراق با خط فارسی-عربی و اخیرا با الفبای لاتین نیز نوشته میشود.
امروزه تلاشهای زیادی در راستای یکی
کردن الفبا و تبدیل آن به لاتین در حال انجام است
در زیر دو نمونه از الفباهای بکار
رفته برای زبان کردی میآید.
الفبای کردی از ۳۱ حرف تشکیل میشود:
A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O
P Q R S Ş T U Û V W X Y Z
زبان کردی دارای ۸ مصوت است:
|
کردی |
a |
e |
Ê |
i |
î |
o |
u |
û |
|
|
فارسی |
آ (مثل آرام) |
إ مثل (امروز) |
أ (مثل اندک) |
ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) |
ای (مثل ایلام) |
أ (مثل أردک) |
او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) |
او (مثل دوست) |
|
و نیز دارای ۲۳ صامت است:
|
کردی |
b |
c |
ç |
d |
f |
g |
h |
j |
k |
l |
m |
n |
p |
q |
r |
s |
ş |
t |
v |
w |
x |
y |
z |
|
|
فارسی |
ب |
ج |
چ |
د |
ف |
گ |
ه |
ژ |
ک |
ل |
م |
ن |
پ |
ق |
ر |
س |
ش |
ت |
و (مثل ویژگی) |
و (مثلwindow) |
خ |
ی (مثل یاور) |
ز |
|
الفبای کردی سورانی:
ا ب ج چ د ه ێ ف گ ژ ک ل م ن ۆ پ ق ر س ش ت و ڤ خ ی ز ح گ
بخش اصلی واژگان زبان کردی از زبانهای
کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات
عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از
جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از
سیل وامواژههای زبانهای مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ
بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبانهای
خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفتهاند وجود دارد و البته بیشتر آن
تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.
جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان میدهد:
|
انگلیسی |
(فارسی وامواژه) |
کردی |
|
Season |
فصل |
Werz وهرز |
|
History |
تاریخ |
Mêjû میژوو |
|
North |
شمال |
Bakûr باکوور |
|
Ratio |
نسبت |
Rêje ریژه |
|
Right |
حق |
Maf ماف |
|
Centre |
مرکز |
Nawend ناوهند |
|
Barrier |
مانع |
Kosp کوسپ |
|
Corpse |
جنازه |
Term تهرم |
|
Economy |
اقتصاد |
Abûrî ئابووری |
|
Prose |
نثر |
Pexşan پهخشان |
|
Important |
مهم |
Girîng گرینگ |
|
Opportunity |
فرصت |
Derfet دهرفهت |
|
Literature |
ادبیات |
Wêje ویژه |
|
Election |
انتخابات |
Helbijardin ههلبژاردن |
جدول زیر تعدادی از واژه سره (غیر وامواژه) فارسی را با معادل واژگان آنها
در زبان کردی را نشان میدهد:
|
انگلیسی |
فارسی (سره) |
کردی |
|
Tale |
داستان |
Çîrok چیروک |
|
Driving |
(رانندگی |
Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن |
|
Injury |
زخم |
Birîn برین |
|
Research |
پژوهش |
Lêkolîn لیکولین |
|
Response |
پاسخ |
Welam/Bersiv وهلام/بهرسڤ |
|
Future |
آینده |
Dahatû داهاتوو |
|
Past |
گذشته |
Rabirdû رابردوو |
|
Value |
ارزش |
Bayex بایهخ |
|
Earthquake |
زمینلرزه |
Erdhejan/Bume Lerze ئهردههژیان/بوومهلهرزه |
|
Special |
ویژه |
Taybet تایبهت |
|
Ice |
یخ |
Sehol سههول |
|
Race |
نژاد |
Regez رهگهز |
|
Expert |
کارشناس |
Pispor پسپور |
و در خاتمه جدول زیر تعدادی از فعلهای دو زبان را نشان میدهد:
|
انگلیسی |
فارسی |
کردی |
|
To Forgive |
بخشیدن |
Lêburdin لیبوردن |
|
To Move |
حرکت کردن/ جنبیدن |
Bizûtin بزووتن |
|
To Produce |
تولید کردن |
Berhem hênan بهرههم
هینان |
|
To Encourage |
ترغیب کردن/انگیختن |
Handan هاندان |
|
To Play |
بازی کردن |
Leyistin لهیستن |
|
To Come |
آمدن |
Hatin هاتن |
|
To Go |
رفتن |
Çûn چوون |
|
To Throw |
پرت کردن / انداختن |
Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ ههلدان/هاویشتن |
|
To inform |
اطلاع دادن / آگاهاندن |
Rageyandin راگهیاندن |
|
To Strike (As in «Labor Strike») |
اعتصاب کردن |
Mangirtin مانگرتن |
|
To Transfer |
انتقال دادن |
Guwastinewe گواستنهوه |
|
To Learn |
یاد گرفتن /آموختن |
Fêrbûn/Hînbûn فیر
بوون/هینبوون |
|
To Send |
فرستادن |
Nardin/Şandin ناردن/شاندن |
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
سردار رویاها
صلاح الدین
سردار شجاع کرد در سال 1136 میلادی در تکریت واقع در
ساحل دجله و شمال سامره متولد شد.
او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی از سلاجقه سوریه شروع کرد
که بعدها در حلب جانشین وی
گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش
شیرکوه عازم مصر گردانید
تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به
وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی
از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که
با او حسن سلوک داشته باشند.از طرفی صلیبیان فهمیده
بودند که اتحاد مصر و سوریه برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به سوریه
حمله بردند
صلاح الدین ابتدا در سپاه نورالدین زنگی
سربازی ساده بود، ولی شجاعت او در جنگ صلیبی دوم، او را به مقام سرداری رساند
در نبرد حِطین كه در نزدیكی طرابلس امروزی واقع شد، صلاح
الدین با صف آرایی مناسبش تمام چاه های آب منطقه را از صلیبی ها گرفت و با چند
ترفند سادة دیگر، در یك روز شش هزار شوالیه را كشت و والی اورشلیم را به اسارت
گرفت. می گویند پاپ اوربن سوم از شنیدن خبر این جنگ سكته كرد
سپاهیان صلاح الدین و ریچارد شیردل، شاه انگلستان، هر كدام
یك بار، دیگری را به سختی شكست دادند و چندبار هم بدون نتیجة مشخصی با هم درگیر
شدند. این دو هر بار پس از نبرد، به تمجیدهای اغراق آمیز از یكدیگر می پرداختند.
لقب شیردل را صلاح الدین به ریچارد داد.
در نوامبر 1192، صلاح الدین، یافا را به یك حمله و آن طور
كه مورخان نوشته اند پیش از آن كه راهبان فرصت كنند دعای صبحشان را بخوانند تصرف
كرد.
صلاح الدین، نمونه ای كامل از یك پهلوان شرقی بود. در هنگام
جنگ، هیچ ترحمی نداشت و بعد از جنگ، آن قدر انصاف و شكیبایی می كرد كه دشمنانش را
هم به تحسین وامی داشت. در فتح بیت المقدس، با حاكم مسیحی آن جا قرارگذاشت كه با
لشگریانش 50 روز پشت دروازه های شهر بمانند و صبر كنند تا مسیحیان به تجهیز قوا و
تعمیر استحكامات بپردازند. پس از فتح بیت المقدس، خودش فدیة تعداد زیادی از اسرا
را داد و آن ها را آزاد كرد. یك بار ریچارد را در میدان جنگ پیاده دید، اسب
تیزرویی برای حریفش فرستاد همراه با پیغامی كه حیف است جنگاوری چنین دلیر، پیاده
به جنگ برود.
ریچارد پیشنهاد داده بود شاهزاده جوانا، خواهرش، با عادل
برادر صلاح الدین ازدواج كنند و اورشلیم به عنوان جهاز این وصلت به هر دو گروه
مسلمان و مسیحی متعلق باشد. صلاح الدین هم موافق بود. اما كلیسای كاتولیك اجازة
این كار را نداد و جنگ ادامه یافت.
نوشته اند كه پول در نظر وی همان اندازه ارزش داشت كه خاك.
و وقتی مرد، در خزانة شخصی او فقط یك دینار به جا مانده بود.
این سردار
دلیر بعد از سال ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق
وفات یافت. و بعد از مرگش امپراطوری او میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به
حکومت دمشق رسید . عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدا حکومت آنها به
روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال 1390 در اختیار خاندان ایوبی ( ایوبیان)
قرار داشت.
معروف است كه ناپلئون وقتی در 1799سوریه را
تصرف كرد، بر سر قبر او رفت و خطاب به اسطورة مسلمان ها گفت: صلاح
الدین! ما بالاخره پیروز شدیم.
صلاح الدین در ذهن اروپایی ها یك شوالیة پهلوان است. او
تنها شخصیت شرقی است كه در كمدی الهی دانته حضور دارد. در مجموعه افسانه های
دكامرون هم صلاح الدین حضور دارد و سر والتر اسكات، رمان نویس انگلیسی، تالیسمان
را دربارة او نوشته است.
تاكنون در 19 فیلم و سریال، شخصیت صلاح الدین بازسازی شده .
آخرین فیلمی كه صلاح الدین در آن ظاهر شده را ریدلی اسكات (كارگردان گلادیاتور )
در 2005 ساخته با عنوان پادشاهی بهشت ؛كارگردان در این
اثر، احترام فراوانی برای صلاح الدین قائل است.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
|
وصیتنامه قاضی محمد |
|
|
برگرفته از تارنمای
"پێشمهرگهكان"
(پیشمرگها) کیومرث صالح(*) مینویسد: |
|
|
تأمین
مخارج سفر از منازلشان برای آنها پول بیاورند اما نامبرده گفت مسئولیت سفر و
تأمین هزینهها برعهده ارتش است. هر قاضی در معیت 10 سرباز مسلح، سوار یک خودرو
نطامی شد. عصر همانروز مقررات منع آمد و شد و حکومت نظامی در مهاباد اعلام شد.
در میدان "چوار چرا" خانه سه طبقهای وجود داشت که یک در آن بسوی
میدان باز میشد. این خانه از روز پیش به بهانه اسکان موقت هیات اعزامی تخلیه
شده بود. اتومبیل حامل قاضی محمد که جلو دو خودرو دیگر حرکت میکرد در میدان
چوار چرا متوقف شد. قاضی محمد سوٌال کرد چرا اینجا توقف میکنید؟ افسر پاسخ داد:
مبدأ حرکت جنابعالی به تهران، از اینجاست. هنگامی که قاضی محمد از اتومبیل پیاده
و وارد راهرو شد، دادستان نیکوزاد و چند سرباز مسلح را بهمراه رئیس بهداشت که
تازه از تهران وارد شده بود، دید. بر روی یک میز قرآنی قرار داده شده بود.
دادستان سرهنگ نیکوزاد حکم دادگاه را قرائت و به قاضی اعلام کرد حکم، هر چه
سریعتر باید اجرا شود. بسم الله الرحمن الرحیم
|
|
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |












