کرد ها ملتي بودند که با اتحاد
همبستگي خاصي که بين آنها وجود داردهمواره با اين حس وطن پرستي در طول تاريخ
درخشيده ند آنها هميشه خود را در مقابل هويت و تبار خود مسئول دانسته ودر راه آن
مجاهدتهاوتلاشهایفراواني انجام داده اند.
کردها هرگاه خطري اي سرزمين را تهديد مي کرد اختلافهاو
درگيريهاي بين خود را کنار گذاشته وبا تمام وجود به دفاع از کيان خويش ميپرداختند. .
در هيچ جاي تاريخ نمي يابيم که کردها به مناطقي يا
سرزميني شبيخون ياحمله اي وحشيانه انجام داده باشند .هميشه در حفظ استقلال و
آزادي خويش به مبارزه برخاسته اند وتن به ذلت نداده اند هيچگاه مهاجم نبوده اند
بلکه هميشه در برابرهجوم دشمنان به دفاع برخاسته اند .کردها سرزمينشان مهد
تمدن و آزادي و آزادگي بوده و حاضر نشده اند که آزادي ديگران را به خطر بيا ندازند.
امروزه به هر جاي سرزمين ايران نگاه مي کنيم حضور کردها
را احساس مي کنيم اين حضور در مناطق مرزي به خاطردفاع از سرزمين خود در مقابل هجوم
مهاجمان بيگانه محسوس تر است. .
حضور مداوم کردها در دورههاي مختلف حکومتها ودسلسله ها
در مناطق مختلف اين سرزمين نشان از آن دارد که آنها هيجگاه خودرا جداي از اين
سرزمين ندانسته اند پراکنگي اين قوم در سراسر ايران مربوط به تاريخ جديد نيست کوچ کردها
منحصر به دوره شاه عباس و غيره نيست بلکه در هر زمان نياز بود با دل و جان
براي پاسداري از سرز مين خويش به حرکت در مي آمدند همانگونه که به هرجاي اين
سرزمين نظر بياندازيم وجود کردها از دير باز مشهود ومحسوس وپيوستگي ويگانگي خاصي
بين کردها و ديگر اقوام ديگر اقوام ايراني وجود داشته است. .
هدف از اين قسمت معرفي طوايف کرد در مناطق مختلف وتا حدودي علت
سکنی گزيدن آنها در اين مناطق مي باشد. .
همانطور که مي دانيم کردها صاحبان اصلي و ساکنان اوليه
ايران بوده اند .که پس از فروپاشي هاي چند باره قدرتهاي حاکم بر ايران با لاخره با
روي کار آمدن دولت عثماني به اجبار نا خوا سته مناطق کردنشين از سرزمين مادري خود
جدا شدند..
کردهاي مناطق ماوراء قفقاز وآسياي مرکزي ارمنستان .گرجستان .
قزاقستان . قرقيزستان وترکمنستان.
در ارمنستان حدود يک ميليون کرد وجود
دارد که بخش عمده آن در ايروان .وبخش تالين و..در گرجستاندرتفليس در آذربايجان در
شهر هاي باکو ونخجوان و بخشهايي نظير کلباجار. لاچين .و.. زندگي مي کنند .ودر
ترکمنستان در شهر هاي عشق آباد باگير و بايرام علي و..سکونت دارند.درآذر بايجان
نيز کردهادرشهرهای باکو و بخشهايي نظير کلبا جار، لاچين، کوباتلي، زنگی لرو نخجوان
زندگی می کنند.
درقزاقستان کردها در چيم کند، جمبول واطراف آلماآتا سکونت
دارند.
در قرقيزستان بيشتر در شهر اوچه ترکيه در بسياری ديگر از
کردها که به به خاطر آيين ايزدی که مورد آزار عثمانيها قرار مي گرفتند به روسيه
مها جرت کردند که در آنجا سکونت دترند.
ترکيه بيش از هفده استان ترکيه کرد نشين مي باشند. جداي از اين مناطق درجنوب آنکارا در بخش هايمانا و شهر استانبول وازمير
گروههاي زيادي کرد زندگي مي کنندکه در کل در ترکيه کردها جمعيتي بيش از تزکها را دارند.
در سوريه نيز يک سوم
اين کشور را کردها تشکيل مي دهند که در شمال سوريه زندگي مي کنند..
وکردهاي عراق که تمام استانها ی شمالي اين کشوراز جمله
درصد قابل توجهي از جمعيت بغدادرا کردها تشکيل مي دهند.
کردهای فلات ايران
در داخل فلات قاره ای ايران در دوره های تاريخی مختلف حضور
گسترده ی اين ملت را بخوبی حس ميکنيم، مثلا" اوايل ورود اسلام به ايران در
خراسان کردها نيز ساکن بوده اند کردها نزديک به 10 قرن گذشته در سيستان و بلوچستان
جمعيت قابل توجهی بوده اند بنابر اين با توجه به اسنادی که در دست است نگاهی به
تاريخ حضور اين مردمان در مناطق مختلف سرزمين ايران می اندازيم.
مولف تاريخ سيستان ،965 سال پيشنوشته است:"به غلت کثرت
جمعيت کردان در سيستان ، يعقوب ليث صفاری اميری بهنام عبد الرحمن خرجی جهت تنظيم
امور آنان منصوب کرد اين کردان فارس بودند که يغقوب را غليه تجاوز های خليفه عباسی
ياری کردند."
ابن خلکان در "وفيات العيان"می نويسد:"طوايف
کثيری از کردان در قرن دوم هجری درخراسان سکونت داشتند و "ابومسلم
خراسانی" از زمره آنان واز ميان کردان قيام کرد.."
استخری جغرا فيدان بزرگ در 1080 سال پيش نوشت:"خانواده
های کرد در فارس چندان زيادند که به شمار نمی آيند"
ابن حوقل در 1047 سال پيش مینويسد:"کردان
فارس در سرزمين فارس بيش از صد طايفه اند ومن سی وان طايفه
ذکرکردم..خسرويه،شاهکانيه،استامهريه،آذر کانيه،بنداد مهريه،رامانيه،
شاهويه،....همه نامهای باستانی ايران ،همه نامهای برخاسته از هويت فرهنگی
ايران"
در تاريخ سيستان بخشی است بنام "قيام
ابومسلم کرد خراسان"
در خراسان طايفه ای حکومت مي کردند که بدانان آل
کرت ميگفتند که همان گويش پهلوی کرد است ودر ايران کنونی ما اين خاندان را به خطا
آل کرت ميپنداريم
وی (سيد محمد باقر نجفی) در اين مقاله عقيده
دارد که تمام ملت ايران کرد هستند وسرزمين ايران متعلق به ملت کرد ميباشد ،و کردها
از ديگر اقوام ايرانی که باآنها همنژاد ،همخون و هم زبان مي باشد ،جدای نيستند.
استاد مرحوم رشَيد ياسمی در مورد حضور کردها در
خراسان در اوايل ورود اسلام به ايران ميگويد:" بنابر روايت ابن خلکان ابومسلم
خراسانی از کردان بوده پس موافق اين روايت يکی از بزرگترين نهضتهای ايرانی که در
تاريخ ضبط کرده بدست کرد انجام گرفته است.
در مورد مردم کرد در مناطقی چون خوزستان در همان
زمان حمله تازيان به ايران آمده است: با وجود تسلط ظاهری عرب باز اکراد دست از
طغيان بر نمي داشتند درسال 25 هجری مکرر طوايف کرد در فارس و خوزستان انقلاب کردند
و برای عرب کو شيدند.
پس از اين واقعيت را درميابيم که کردها سرزمين
محدودی به نام زاگرس نداشته اند و هر گاه اراده کرده اند و يا از آنها خواسته شده
با کمال ميل پذيرفته اند که برای صيانت از سرزمين ايران و مقابله با دشمنان به
نقاطمختلف اين سرزمين بزرگ رفته و در آنجا ساکن شوند گواه اين گفته ها
را تاريخ شاهد است.
در آينده به صورت مفصل علت و چگونگونگي کوچاندن اقوام کرد مانند کرمانج(در
باستان به کرد مانا اشتهار داشتند) به خراسان،ايل پازوکی،ايل
هداوند،اردلان،زنگنه،عمار لو،عمله،کلهربسط داداه خواهد شد.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
در خصوص اينکه واژه کرد به چه معناست تحقيقاتی که انجام شده
نشان دهنده اين است که در لغت بابلی وآشوری لفظ کاردا به معنی پهلوان ونيرومند
است. استرابون در کتاب 15 بند هفدم ميگويد:جوانان پارسی راچنان تربيت ميکنند که در
سرما و گرما و بارندگی بردبار و ورزيده باشند شب در هوای آزاد به گله داری
بپردازند وميوهجنگلی مثل بلوط بخورند اينها را kardak گويند که به معنی دلير است . از اينجا معلوم مي شود که
جوانان دلير وآزموده پارس راکردک می گفته اند که همان کردوک و کردمی باشد وتفاوت
نژادی قائل نبوده اندو ملاک کرد شدن را دلير بودن و پر طاقت شده می دانستند و اين
قسم استعمال لفظ کرد تناسب آن را با گرد به معنی پهلوان تائيد می کند.
بدليسی در شرفنامه (تايخ مفصل کردستان) در مورد لفظ کرد می
گويد: لففظ کرد تعبير از شجاعت است چراکه اکثر شجاعان روز گار و پهلوانان نامدار
از اين طايفه برخاسته اند مانند رستم زال که در ايام حکومت پادشاهی کيقباد ميزيسته از طايفه اکراد بوده چون تولد او
در سيستان بوده است به رستم زابلی اشتهار يافته است وکسانی چوآرش کمان گير(در زبان
کردی کرمانجی آرش به معنی آتش سياه می باشد،آرش مخفف کلمه آررش است آربه معنی آتش
ورش نيزبه معنی سياه) ،فريدون(فريدون درزبان کردی بمعنای عالم ،دانشمند کسیکه
بيشتر مي داند است ،فریبه معنی خيلی ،زيادودون به معنی دانستن،فهميدن)،بهرام
چوبين،ميلاد وفرهاد کهکن همگی کرد بوده اند با توجه به اين تحقيقات واسناد موجود
ثابت می شود که وا ژه کرد صفتی است که به اين مردمان داده شده اس تو بيانگر شجاعت
و دلاوری آنهاست وبه يقين واژه کرد و گرد يکی می باشند واين صفت به تمام ساکنان
زاگرس و نواحی متعلق به آن دادند که همگی ريشه نژادی، تاريخی و فر هنگی مشترکی با
هم داشته اند..
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |












