کردها نخستين قومي
بودند که نهاد مدنی با تشکيلات سياسی و انسجام خاصی چون دولت را در ايران بنيانگذاری
کردند ونيز نخستين امپراطوری بزرگ ايران راآنها بوجود آوردند.همانطور که ميدانيم
پيش از تشکيل حکومت يکپارچه و امپراتوری توسط مادها ، اقوام و طوايف کهن وبا سابقه
بسيار طولانی در منطقه زاگروس و نواحی آن
ساکن بودند که اجداد کردهای امروزی به شمار می رفتند،طوايفی چون:لولوبی ها ، کاسی
ها، ميتانی ها ،خا لدی ها، ناِيريها،کرردوک ها، مادها ، مانايي هاو...بودندهمين اقوام و طوايف ساکن اوليه زاگرس نيای کردان
امروزی بودند که دولتها و حکومتهای مقتدر تاريخ (بابل آشور،عيلام و..)را سرنگون
وبه عمر قدرت نمايي آنها پايان دادند. ( در مباحث آينده گذری بر تاريخ مفصل حکومت
های نامبرده شده خواهد شد)
مادهاديکی از طوايف اوليه
اقوام کهن زاگروس واز اجداد کردهای امروزی بودند که به رهبری دياکو وبااتحادی که
با ديگر طوايف بوجود آوردند دولت بزرگ ماد را بوجود آوردند.اين نخستين حرکت بزرگ
کردها در تاريخ سياسی می باشد که توانستند نخستين برگ ذرينی در صفاحات تاريخ خود
بوجود آوردند .اين حرکت و استقرار دولت يکپارچه ايرانی ماد به عنوان يک مبداتاريخی
برای کردها شده است.(۲۷۰۲ايرانی
مادی=۱۳۸۱خورشيدی)بورس مورخ کلداني می نويسد
که:سلسله مادها ۱۵۰سال طول کشيد وکسان ديگر
چون کتزياس اعتقاد داشتند که مجموعا"۳۵۰سال حکومت کردند.
بعداز افول امپراطوری
مادها کردها بارديگر در عصر ساسانيان ارکان قدرت رادر ايران بزرگ گرفتند.اين بار
اردشير بابکان که از نوادگان ساسان که خوداز طايفه شوانکاره بودند توانستند پس
ازغلبه بر طوايف موجود در فارس واتحاد با طوايف ديگر بر اشکانيان غلبه
کنندوامپراطوري بزرگ ساسانيان
رادرايران بنانهادند.اردوان پنجم اشکاني آخرين پادشاه آن سلسله به خاطر قيام
اردشير عليه او وتسلط برايالت فارس ونواحي آن چون نتوانست از پس اردشير بر آيد در
نامه ضمن توهين به اردشير ّچنين مي گويد:
......و پاي از گليم
خويش بيرون نهادي و مرگ را ه جانب خويش فرا خواندي اي کرد نژاد که در چادر کردان
پرور ده شده اي تو را که رخصت داد که آن تا را بر سرگذاري.
با تشکيل حکومت ساسا نيان عصر شکوفايي وقدرت وحضور
گسترده کردها بايد ناميد.ساسانيان در عهد خود توجه خاص به کردان نمودند . بطور يکه
مرکز قدرت امپراطوری خود را نز ديک مرکز نواحی کرد نشين يعنی مدائن آوردند خلاصه
اينکه بوجودآمدن ساسانيان در حقيقت دنباله حکومت مادها وعصر ساسانيان عصر شکوفايي
قدرت و حظور گسترده کردها بايد ناميد.
تاريخ اجتماعي وسياسي کرد با ورود اسلام ورد
مرحله اي تازه شد باتسلط اعراب بر ايران و انحلال کامل امپراطوري بزرگ ايران
اين کردها بوند که در قالب حکومتهاي محلي و منطقه اي و نهضتهاي جداگانه عليه اعراب
به پا خواستند وحاکميت آنها را نپذيرفتند برخي ازسران کرد که عليه اعراب به
پا خواستند وخاستار شکل گيري قدرت دوباره ايران بودند مانند: نهضت ابومسلم
کرد.يعغوب ليث صفاري. دولت مروانيان.حسنويه کرد يزکاني و....
آغاز دولت صفوي را مي توان نقطه آغازين حرکت
کردها از لحاظ فعاليتهاي سياسي دانست زيرا کردها در آن زمان بين دوقدرت سياسي
صفويه و عثماني قرار داشت..
از آنجايي که با روي
کار آمدن صفويان که هم عصر با امپراطوري عثماني بود عثمانيها ازنظر مذهب سني بودند
واختلاف مذهب بين کردهاو صفويان باعث شد که کردها دولت صفويه را پشتيباني و همراهي
نکند وبر خواسته دروني خود به سمت عثماني ها کشانده شوند و نسبت به ايران
احساس بيگانگي کنند وبه دولت عثماني گرايش پيدا کنند اين آغاز جداييي عملي کردها
از همديگر و سرزمين مادريشان ايران بود .کردها هنوز هم تاوان آن ندارم کاري
واختلاف مذهبي گذشته را پس ميدهند که امروز بين چهار کشور تقسيم شده اند..
جداي از مسائل مذهبي در عصر صفوي کرد ها چون ادوار گذشته
حامي و پاسدارراستين سرزمينشان بودن و هرگاه مي خواستند باتمام وجود از سرزمينشان
دفاع مي کردند.در سال 1007 خورشيدی هنگامي که ايران از دوجبهه(نبرد با عثمانيها و
هجوم ازبکها در شرق)مشغول جنگ بود. شاه صفي ايل جشمگزک کرما نج را آماده
رويارويي با ازبکها کرداو بااين کار بايک تيردونشان زد اول ينکه ازجمعيت کردها
بکاهد آنهاراتضعيف کند و دوم اينکه کردها تنها کساني بودند که درمقابل اقوام مهاجم
ازبک مقاومت و جلوي آنها را بگيرند و در اين صورت با خيال راحت مي توانست دريک
جبهه مشخص در مقابل عثمانيها باايستد..
نخستين حرکت کردها بصورت رسمي از سال 1832در مناطق
کردستان شمالي در اوايل زمامداري قاجار عليه دولت مرکزي عثماني آغاز گرديد.
همانطور که آمده و
ميدانيم کردها پس از جنگ جهانی اول بين چهار کشور ايران،ترکيه،عراق و سوريه به طور نا خواسته و بر خلاف ميل باطنی خود
آنها و بادخالت مستقيم کشورهای استعمارگر تقسيم شدند.متاسفانه کردها هرگز
نپذيرفتند وحال هم نمی پذيرندکه کشورهای بزرگ استعمار گر آنها را به بازی می گيرند
وآنها را با عناوين تجزيه طلبی کردستان سرگرم می کنند،وتاوان آنرا ملت کردمی دهد.
کشورهاي ترکيه وعراق در دهه هاي گذشته کردها را چنان در
محدوديت قرار مي دادند که مجال هيچگونه خود نمايي نداشتند . از حرف زدن به زبان
مادري خود منع مي شدند هرگاه دم از اداي حقوق از دسته رفته خود مي کردند آنها را
شرور .ياغي می ناميدند...
و به عناوين مختلف با
فجيع ترين وضع سرکوب می شدند دبمبارانهاي ويران کننده در دهه60 50 ميلادي و80
هيچگاه از ذهن ها فراموش نخواهد شد بمباران شيميايي سر دشت . حلبچه لکه
ننگيني بود که بر رژيم بعث نشست وهزاران مردم بيگناه فقط به جرم کرد بودن
براي هميشه نفسها يشان بند آمد به راستي گناه اين مردمان چه بودند ؟ که بايستي
محکوم مرگ بيخانماني .آوارگي....شوندمگر نه اينکه آنها در سرزمين مادري خود
خواستار آزاذ زيستن ودارابودن حد اقل حقوق حقه خود بودند..
در خصوص کردهاي ايران
بايد عنوان کرد که کردها .مردم ويا سرزمين ملحق شده به ايران نيستند که امروز عده
اي بخواهند .درمقام جدايي آن برايند بلکه سرزمين ايران متعلق به تمام کردهاست
واثبات اين گفته را تاريخ گواه است.نميتوان حق خو دمختاري و يا جدايي را براي کرد
ها عنوان کرد . بلکه حق کردها اشتراک برحاکميت بر ايران است آنها نيز چون
گذشته هاي دور که بنياد ايران رانها ده اند در حاکميت سياسي ايران سهيم
شوند. مگر اين کردها نخستين قوم آريايی نبودند که در اين سرزمين سکنی گزِيدند
وبرای اولين بار نام ايران را براين سرزمين نهادند مگر آرشها،فريدونهاوفرهادها کرد
نبودند.
کردها همانهايی هستند
که دربدست آوردن پيشرفتهای ايران،حمايت از ميهن و دفع حملات دشمنان از اين سرزمين
،نگاهدار خطوط مقدم جبهه های جنگ عليه دشمنان ،پاسداری از فرهنگوآئيين سرزمين
خويش،و صيانت از مرزهای شرقی و غربی همواره کوشا بوده اند، ونبايد اين همه از خود
گذشتگی ها و جانفشانيها واز خود گذشتگی کردها را ناديدهانگاشت و نسبت به آنها بی
توجه بود.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
اما
در مجموع حضور کرمانج ها در روستاها نمود بيشتري دارد مهمترين ييلاقات عشاير اين
قوم شامل رشته کوههاي گُليل ، هزار مسجد ، آلاداغ و شاه جهان است.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
زبان
كردي زباني است مستقل كه قوانين وقواعد ولهجه هاي مخصوص به خود را داراست اين زبان
پيوند صريحي بازبان اوستايي دارد .پروفسورسايس
مي نويسد :مادها عشايري كرد بودند و ازنظر زباني شاخه اي از زبان هند و اروپايي
هستند متخصصين ميگويند :زرتشت از اهالي ميديا بوده است و اوستا را به زبان خود
يعني مادي نوشته است و اين به نظر بايد به حقيقت نزديك باشد..
نويسنده كتاب تاريخ آشور سرسيدني اسميت مي گويد:زبان
كردي يك لهجه مشتق يا بدون قاعده زبان فارسي نيست برعكس زباني است كه در طول دوران
تحولاتي در آن حاصل شده و خيلي از كتيبه داريوش كهن تر است .ميجر ادموندس محقق
تاريخ كرد در مجموعه شماره11جمعيت آسياي مركزي مي نويسد:ديگر معلوم شده است كه
زبان كردي يك لهجه اززبان فارسي نيست بلكه زبان معروف و صاف آريايي است كه
داراي خصوصيات ممتازي مي باشد.
درباره زبان كردي ميجرسون مي نويسددر ميان زبانهاي خاور
ميانه تنها اين زبان است كه به جز قبول بعضي از تعبيرات ديني خود ااز اخطلات با
زبان عربي حفظ كرده و كلمات قديمي آريايي آن نشان ميدهد كه اين كلمات با اينكه از
گويش ايرانيان خارج شدنه است اما هنوزكردها با آن صحبت مي كنند.مردم شناسي وبررسيهاي
جغرافياي روايا و بررسيهاي زبان شناسي تاامروز نشان ميدهدكه زبان مكالمه
مكريان(مهاباد)و توابع آن مهمترين نمونه براي شناسايي ريشه زبان كردي می باشد
تقريبا"يقين شده است كه زرتشت
( z a r o aster ) كه به زبان مادي موءخر صحبت
كرده در شمال منطقه اي به دنيا آمده كه امروز به نام منطقه مكري شناخته مي
شودو زبانش هم بنابر نوشته زندو اوستا زبان كردي مكري مي باشد .
هوارت(huwart) و دارمستتتر(darmestetre) و وبرخي از متخصصين ديگردر تحقيقات خود
ّبه اين نتيجه رسيده اند كه زبان اوستايي زرتشت زبان كردي مادي است وزبان
پارسي اين دوران هم همين بوده كه درآثار پرسپوليس (استخر)ديده مي شوداكتشافات بعدي
كه حاصل شده نشان دهنده اين است كه زبان كردي بر خلاف زبان فارسي حالت قوائد
خود را حفظ كرده نمونه هايي از آنجه در جدول زيرآورده شده نشان دهنده حفظ
اصالت زبان كردي و تغيير فاحش زبان فارسي مي باشد.
|
کردی
سليمانی |
کردی
کرمانجی |
اوستايي |
فارسی
امروز |
|
به رز |
به رز |
ماز |
سنگين وبزرگ |
|
ماسی |
ماسی |
ماسيا |
ماهی |
|
حوشتر |
ئوشتر |
ئو سترا |
شتر |
|
پرد به رازا |
پرت |
په راتا |
پل |
|
مش |
مش |
مخشی |
مگس |
|
به رخ |
برخ |
وراخا |
بره |
|
ويستن |
ويستن |
واس |
خواستن |
|
زانين |
زانين |
زان |
دانستن |
|
من |
ئه ز |
ئه زم |
من |
اين مطالعه كوتاه و مختصر نشان مي هد كه زبان كردي نسبت به
زبان فارسي رابطه اش را باريشه زبان خود يعني آريايي بيشتر حفظ كرده
است . زبان كردي ازچندين لهجه تشكيل شده است وبنا به گفته شرفنامه:كردها از
چهار شاخه اصلي تشكيل شده اند:كرمانج . سوران . كلهر.لر
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
زبان كردي ، كه يكي از زبانهاي اصيل ومتعدد آريايي
است ، داراي لهجه ها و ته لهجه هاي مختلفي است ، كه ذيلا” به صورت اختصار به
بررسي آنها مي پردازيم
لهجة كرمانجي(کرد مانا)
لهجة
( كرمانجي ) با الفباي لاتين نوشته مي شود . براي نشان دادن تمايز تلفظ ،
علايم خاصي را براي پاره اي از حروف لاتين در نظر گرفته اند ، مانند حرف ( Ç ) و حرف (G) . در لهجة (كرمانجي )
حرف (ك) و (گ) دو نوع تلفظ دارند . كلمة (كرمانجي ) از كلمة (كرمانج ) مشتق شده
است ، كه نام بخش وسيعي از كردهاي شمالي و غربي مناطق كردنشين جهان است . در
پاره اي از مناطق ايران ، براي نمونه در شمال خراسان نيز كردها به اين
لهجه صحبت مي كنند . خيلي از رسانه هاي كردي ، موازي با
لهجة (سوراني) ” زبان استاندارد ” كردي ، به لهجة كرمانجي نيز برنامه دارند
. شهرها و مناطق ذيل ، بخشي از كردهاي كرمانجي را تشكيل مي دهند :
دياربكر (آمد) ، وان ، دهوك ، قاميشلي ، عفرين ، ارض روم ، درسيم ، سلوپي ،
زاخو و شيروان و قوچان و درگز و بجنورد و اسفراین (به طور کلی شمال
خراسان )و خيلي از مناطق ديگر . خيلي از شاعران مشهور كرد به اين
لهجه شعر سروده اند، مانند : استاد احمد خاني ، علامه ملاي
جزيري ، جگر خوين و جعفر قلی (از مردمان قديم شهرستان درگز)که آثاری بسيار بليغ
واصيل از خود بر جای گذاشته است و غيره . لهجة( كرمانجي ) زبان كردي ،
داراي ته لهجه هاي مختلفي است ، مانند : باديني ، شكاكي ، داسني (
دهوكي) ، واني ، سرحدي ، بوتاني و غيره . حدود 60 در صد
از كردهاي جهان ، در زندگي روزمرة خود ، از لهجة( كرمانجي ) استفاده مي
نمايند .
لهجة سوراني :
لهجة( سوراني ) ، به نحوي ، به صورت زبان
استاندارد كردي در آمده است . در اكثر دانشگاههايي كه درآن ها زبان كردي را
تدريس مي نمايند ، به عنوان زبان استاندارد از اين لهجه
استفاده مي كنند ، مانند دانشگاه پاريس ، صلاح الدين ، دهوك و سليمانيه
. اكثرا” هم در مكاتبات اداري دولت هاي محلي كردستان ، از اين لهجه استاده
مي شود .
كلمة ( سوراني ) از كلمة (سوران ) مشتق شده
است . (سوران) نام منطقه اي از مناطق كردنشين و اسم گروهي از
كردها مي باشد . مركزاين منطقه دراطراف شهر (سوران)
قراردارد .به طور كلي
، لهجه(سوراني) زبان كردي ، در اين شهرها و مناطق اطراف آن ها تكلم مي
شود : سنندج ، مهاباد ، سقز ، بوكان ، اشنويه ، بانه ، مريوان ،
ديواندره ، كامياران ، نقده ، پيرانشهر ، سردشت ، سليمانيه ، اربيل ، كويه ،
دربندي خان ، رانيه ، قلعه ديزه ، رواندوز ، حرير و چندين شهر، قصبه و روستاي ديگر
. اين مناطق عمدتا” در قسمتهاي مركزي و شرقي حوزه زندگي كردها قرار دارند . در
لهجة (سوراني) ، حروف عربي ” ح ” و ” ع” ، حالت فونتيكي خود را
حفظ كرده و به همان آواي عربي دقيق تلفظ مي شوند .در الفباي اين لهجه ، حروف عربي
ث ، ذ ، ص ، ض ، ط و
ظ حذف شده است . يعني به جاي حروف (ث )
و( ص) از حرف (س ) ، به جاي حروف (ذ) ،
(ض ) و ( ظ )، از حرف (ز) و به جاي حرف (ط) ، از حرف ( ت )
استفاده مي شود. در اين لهجه ، حرفي وجود دارد به شكل ( ض ) ، كه
تلفظش درست مانند تلفظ حرف v)
( لاتين است .
در لهجة (سوراني) زبان كردي ، حركات با حروف است ،
يعني هر كلمه اي همانطور كه نوشته مي شود ، تلفظ مي گردد . اين لهجه بطور معمول با
الفباي شكل عربي ( همان فارسي ) نوشته مي شود ، مگر در موارد استثنايي . ولي در
حروف (ر) ، (ل) ، (و) و (ي) بر حسب مورد ، براي نشان دادن تمايز حالت تلفظ ،
از علامتي به شكل (7) استفاده مي كنند . شاعران مشهور كلاسيك سراي كرد ،
اكثرا” به اين لهجه شعر سروده اند ، مانند :نالي، محوي ، حاجي قادر كويي ،
قانع ، هژار ، هيمن و امثال آنها .خيلي از روزنامه ها ، مجلات ، راديو ها ،ماهواره
ها ، تلويزيونها ، پايگاههاي انترنتي و ساير رسانه ها از اين لهجه استفاده
مي كنند .بخشي از ته لهجه هاي (سوراني) عبارتند از : ته لهجه اربيلي ،
اردلاني ، مكري ، باباني ، بان ايلاخي و غيره . روي هم رفته بطور بسيار
تخميني مي شود گفت ، كه گذشته از اينكه اين لهجه به صورت زبان استاندارد كردي در
آمده است ، حدود 30 در صد از كردها ، در زندگي روز مرة خود ، از اين
زبان استفاده مي كنند .
لهجة اورامي :
لهجة (اورامي) ، به روايتي نه تنها از
قديمي ترين لهجه هاي زبان كردي است ، بلكه از اصيل ترين لهجه هاي آريايي نيز مي
باشد ، كه اين موضوع نظريه قديمي ريشه بودن اورامي را براي زبان فارسي تقويت مي كند
. اين كلمه ،از كلمه( اورامان ) مشتق شده است ، كه منطقة زندگي كردهاي
اورامي است .
زبان اوستايي و پهلوي ، كه از زبانهاي قديمي
آريايي مي باشند ، با اين زبان قرابت دارند . اين قرابت گاهي به
حدي است ، كه افراديكه به كردي اورامي مسلط مي باشند ، مي توانند تا
اندازة زيادي از متون سنگ نوشته ها و پوست نوشته هاي دوران باستان ،
كه به زبان اوستايي ويا پهلوي نوشته شده اند ، سر درآورند . لذا به نظر زبانشناسان
، فراگيري زبان كردي ، براي فارسي زبانها ، بسيار كار مثبتي است و به منزلة
يادگيري زبان لاتين ، توسط فرانسوي زبانان مي باشد ..لهجة( اورامي) زبان كردي نيز با حروف عربي ( فارسي
) نوشته مي شود . در لهجة اورامي ، حروفي و جود دارد ، كه تلفظ آن در ساير لهجه
هاي كردي يا فارسي نيست ، مانند حرف(ت) كه مانند The در انگليسي تلفظ مي شود
. لهجه اورامي داراي چند ته لهجه است ، مانند : ته لهجه اورامان تخت ،
پاوه و لهون . روي هم رفته مردم اورامان تخت ، اورامان لهون ،
اورامان حلبجه و اوراميهاي نزديك شهر موسل و غيره با اين لهجه صحبت مي كنند
.خيلي از شاعران كرد به لهجة اورامي زبان كردي شعر سروده اند ، كه اكثرا” سبك
كلاسيك و بيشتر ده هجايي مي باشند ، كه يكي از آنها پير شاليار اورامي است .
پيرشاليار كبير ( پير شاليار ديگر نيز هست )، خود زرتشتي و حالت رهبريت ديني
داشته است و هنوز عبادتگاه و آرامگاهش در اورامان تخت ، مورد احترام بسيار زياد
است . هر ساله هزاران نفر به زيارتش مي روند . از شاعران ديگر
اورامي سرا ، صيدي (سيدي) اورامي ، مولوي
كرد، ميرزا عبدالقادر پاوه اي و دهها شاعر برجسته ديگر مي باشند . روي
هم رفته ،مردم اورامان سمبول مهر ، صداقت ، كرامت ، قناعت ،
كوشش و تمام صفات بارز يك انسان مي باشند ، به همين دليل اين خطه ،
سرزمين شاعر خيزي بوده است و تاريخ ادبيات كرد ، مملو از اسماء شعراي اورامي
سرا است . خيلي از دست نوشته هاي ادبي ، عرفاني و غيره نيز به اين لهجه وجود دارد
، كه هنوز بخش عظيمي از آنها جمع آوري و چاپ نشده است .
لهجة لري :
چنانكه مي دانيم ، برخی زبانشناسان و محققين
بر اين باورند ، كه لري هم يكي از لهجه هاي زبان كردي است ، كه يكي از آنها
استادعلاءالدين سجادي بوده است . استاد علاءالدين سجادي نويسنده كتاب وزين و
مشهور تاريخ ادبيات كرد ، در اين اثر بر اين قضيه تاكيد داشته است . نگارنده
اين نوشته هم بر اين باور است. لهجة لري ، لهجه ايست از لهجه هاي آريايي كه از
نقطه نظر فونولژي ، در بين زبان كردي و فارسي قرار دارد ، تا به طرف شمال
لرستان حركت مي كنيد ، اين لهجه بيشتر به زبان كردي نزديك مي شود . اكثر مردم
استان لرستان ، بخشي از استان كرمانشاهان، بخشي از استان خوزستان ، قسمتي از
چهار محال بختياري ، ايلام و بوير احمد و حتي قسمتي از استان اصفهان نيز،به لهجة
لري صحبت مي كنند لهجة لري شامل ته لهجه هاي فراواني است ، كه گاهي از شهري
به شهر ديگر تغيير مي كند و اظهار نظر دقيق در مورد آنها ، نياز به يك تحقيق وسيع
ميداني دارد .شاعران فراواني به اين لهجه شعر سروده اند ، كه نام قسمتي از آنان در
تاريخ ادبيات كرد ثبت است ، براي مثال : باباطاهر عريان ، بابا نلوس لرستاني
، بهلول ماهي و غيره .بيشتراهل قلم ، لهجة لري را با الفباي عربي( فارسي )
نوشته اند . ولي گاهي در كتب تحقيقي
از الفباي لاتين نيز استفاده شده است .
لهجة گوراني :
نام لهجة ( گوراني) از كلمة ( گوران ) مشتق شده است
. (گوران) جمع (گه وره ) است و (گه وره) در
زبان كردي به معني بزرگ يا گبر ( زرتشتي ) است . از نقطه نظر زبانشناسي ،
بخشهاي وسيعي از مناطق جنوبي كردنشين ، مانند اكثريت استان كرمانشاهان
، اكثريت استان ايلام و بخشي از لرستان به اين لهجه از زبان كردي صحبت مي
كنند . قسمتي از ته لهجه هاي اين لهجه، عبارتند از : ايلامي ،كلهوري ، لكي ، فيلي
و غيره . عقيده بر اين است ، كه كلمة لک از دو بخش
(ل+ک) که حرف( ل ) از كلمة( لر)و حرف( ك )از کلمه ی كرد،
تشكيل شده است .كتابهاي ديني مذهب اهل حق ، كه يك مذهب باستاني و اصيل كردي است ،
به اين لهجه نوشته شده است ، كه يكي از آنها كتاب سرانجام مي باشد . مذهب اهل حق
به ميان ساير ملل نيز صادر ده است، براي مثال به ميان تركهاي آذربايجان شرقي ،
ساكنان رودهن و بومهن در استان تهران ، كلار دشت در مازندران و خيلي از
جاهاي ديگردر تركيه و عراق خيلي از شاعران نامي كرد به اين لهجه شعر سروده
اند ، كه خاناي قوبادي ، غلامرضاخان اركوازي ، شامي كرماشاني و صدها شاعر و
اهل قلم برجسته، برخي از آنها مي باشند .
توضيح : برخي از محققين ، بطور اشتباه لهجة(
گوراني) را لهجة (كلهوري) ناميده اند و لهجه هاي( لكي) و( فيلي) و غيره را
از ته لهجه هاي لهجة كلهوري به حساب آورده اند، در صورتيكه ته لهجة (كلهوري)
خود از ته لهجه هاي لهجة (گوراني )است ، كه طوايف (كلهور) استان كرمانشاهان
با آن تكلم مي كنند . سي جي . ادموندس در كتاب كردها ، تركها و عربها مي
نويسد ” پرجمعيت ترين طايفة كرد (كلهور)ها هستند ” . برخي از(كلهر)ها
، قرنها پيش به منطقة شاهيندژ در آذربايجان غربي تبعيد شده اند ، كه (كلهر) دير
آمدي ناميده مي شوند و هنوز نوعي لهجة كلهوري را حفظ كرده اند . منطقة كلهرآباد در
بوكان نيز به اسم همين طايفه از كلهر نامگذاري شده است و ساكنان آن اكثرا” كلهر
دير آمدي مي باشند .
همانطوريكه ، لهجة لري از لحاظ زبانشناسي در ميان زبان كردي و
زبان فارسي قرار دارد ، لهجة ( گوراني) نيز در ميان لهجة (سوراني) و
لهجة( لري) قرار دارد .
لهجة
زازاكي(زازايي ) :
اين لهجه نيز از لهجه هاي زبان كردي است ، كه از لحاظ لغت ،
دستور و ساير معيارهاي زبانشناسي ، با اكثر لهجه هاي كردي ديگر، مقداري فاصله
گرفته است ، كه قبل از هر گونه اظهار نظري در اين مورد ، نياز به تحقيق بيشتري مي
باشد
Bottom of Form
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |











