X
تبلیغات
خوراسان کوردیش

خوراسان کوردیش

آشنايي باتاريخ وفرهنگ ملت کورد

مالاوا

 

 

 

مالاوا

+ نوشته شده در  بیست و دوم آبان 1390ساعت 13:6  توسط میديا  | 

دائیک (مادر)



شعر مادر [شیعر و قسه ی خوش * کورمانجی * , ]

 منبع:http://www.xoshawisty.mihanblog.com

دائیک (مادر)

   دائیک     ئسترکا     ناو    ئا سمانه

  بو   هه ر     برینه کی       ده رمانه

  ئه و   حه کیمی    ئیش    ئو    ژانه

  دائیک    ئسترانا      ده نگ    بیژانه

 

  دائیک  خه م ره وی کول ئو خه مانه   

  دائیک  دلسوژی   هه مو   که سانه

  دائیک  هیوی  ئو  ئومیدی      مالانه

  بی دائیک   مال    چول    ئو   ویرانه

 

  دائیک        ئه وینداری      زاروکانه

  فه داکار  ئو ر جان نساری    لاوکانه

  ئه وه   فه رموده یی   پیغه مبه رانه

  کو    بهه شت   بن  پیی    دائیکانه

 

  دائیک شعر ئو هه لبه ستا  شاعرانه  

  دائیک   گول  نیرگیزا     باغی    ژیانه

  دائیک  مه حره می   کچ  ئو   کورانه

  دائیک    ته سکینه یا   جانی   بابانه

 

  روناهی یاته روژِی  شه رمسار دکه ت

  بهنا خوشه ته گولی  لومه دار  دکه ت

  ئه وینا  ته  هه مویا  ئه ویندار   دکه ت

  هه سکرنا ته ئه ولادا ده ین داردکه ت

 

ترجمه

مادرستاره ای درآسمان است

برای هر دردی  درمان است

او  حکیم   درد و آلام  است

مادر ترانه آواز خوانها است

 

مادر غمخوار درد وغمهاست

مادر دلسوز  همه   آدمها ست

مادرامیدو آمال خانواده هاست

بی مادر خانه مثل ویرانه است

 

مادر  عاشق   بچه  ها ست

فداکار و جاننسار جوانهاست

این  فرموده  پیامبران  است

که بهشت زیر پای مادران است

 

مادر شعر و سرده  شاعران  است

مادر گل  نرگس  باغ  زندگی ست

مادر محرم  دختران و پسران است

مادر تسکین دهنده روح پدران است

 

روشنائی ات خورشید را شرمسار می کند

بوی خوشت گل را سرزنش می کند

عشق  به شماهمه را عاشق می کند

 

 دوست داشتن شما اولاد را مدیون می کند
+ نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1390ساعت 11:23  توسط میديا  | 

مشاهیر کرد(احمد کایا)


رژیم ترکیه سازمان حزب کارگران کردستان (pkk) را مسئول ترور ابراهیم تاتلیس دانسته و انگشت اتهام را به سوی این حزب قرار داده است!!!!!!!!!!!؟؟؟

نمیدونم رژیم نژاد پرست ترکیه کی دست از کشتار وترور شخصیتهای بزرگ کرد بر میداره امیدوارم سرنوشت این نژاد پرستها نیز مشابه کشورهای عربی بشود تاملت مظلوم وستمدیده کرد طعم آرامش وآزادی رادرک کنند.

ترور خواننده بزرگ کرد ابرباهیم تاتلیس منو ناخودآگاه به یاد خواننده دیگرترکیه احمد کایا برد خواننده ای که به جرم کرد بودن وخواندن یک ترانه کردی به تبعید محکوم ودر غربت کشته شد. به همین بهانه زندگی نامه خواننده وشاعر بزرگوار احمد کایا رابرا ی دوستان گرامی تدارک دیدم.

به امید بهبودی هرچه زودتر ابراهیم تاتلیس عزیز



زندگینامه ی احمد کایا

altاحمد کایا(به ترکی:Ahmet Kaya)، (ترانه سرا/خواننده/آهنگساز/نوازنده) در سال 1957 در شهر مالاتیای کشور ترکیه به دنیا آمد...

در یک خانواده کردتبار شش نفره. پدر او کارگر کارخانه نساجی بود. بعد از چند سال خانواده با رویای یک زندگی بهتر به استانبول می کوچند و در محله فقیر نشین کوجامصطفاپاشا ساکن می شوند. کایا در همان کودکی علاقه وافری به باقلاما(نوعی ساز ترکی همانند تار) نشان می داد و در ضمن طبع شاعری هم داشت. از اولین اشعار او درسن 5 سالگی که در مدح برادر بزرگتر خود یاشار سروده بود این است:

فولکسی خواهم خرید نامش را یاشار خواهم گذاشت

روزی پدر در روز تولدش باقلامایی برای او تهیه کرد که پول آن را با چند روز اضافه کاری بدست آورده بود. کایا در سن 9 سالگی اولین برنامه رسمی تکنوازی باقلامای خود را در روز جهانی کارگر اجراء کرد. پدرش با کوچ به استانبول چندان به هدفش نرسید و شغلی نازل تر مثل شستشوی ماشینهای نمایشگاه نصیبش شد. احمد هنگام بازگشت از دبستان پدر را در حال حمالی برای ترک زبانها می دید و با خود می گفت وقتی بزرگ شدم یک نمایشگاه می خرم تا پدرم ارباب خود باشد. اما این رویایی بیش نبود و پدر با مرگش آنها را با کوله باری از درد و تنهایی رها کرد.

کایا در سن 14 سالگی تحت تاثیر جو سیاسی آن زمان ترکیه که ناشی از دو کودتای پی در پی به نام کونان اورن اولین اشعار رسمی خود را سرود. همزمان شغلهایی از قبیل رانندگی کامیون، فروشندگی و... را تجربه می کند. در سال 1985 تصمیم به انتشار آلبومی از کارهایش را می گیرد و راهی خیابان اون کاپی (محله هنری استانبول) می شود. به خاطر اینکه موسیقی او در قالب هیچ کدام از سبکهای موجود در ترکیه قرار نمی گیرد بلکه بیشتر به موسیقی ایرانی شبیه بود، کسی حاضر به سرمایه گذاری نمی شود. در آخر با کمک تعدادی از دوستان خودش آلبوم نخست خود را با نام «گریه نکن کوچولو» را ضبط و منتشر می کند. این آلبوم به سرعت از طرف دولت توقیف و جمع آوری می شود. اعتراضهای مکرر کایا نتیجه می دهد و کار به جراید کشیده می شود و دادگاه رای لغو توقیف آلبوم را صادر می کند. استقبال فوق العاده از این آلبوم، کایا را در راهی که انتخاب کرده مصمم تر می کند. از آن تاریخ به بعد کایا به عنوان صدای مردم پایین دست جامعه و کوردهای لگدمال شده کشور ترکیه در می آید. آواز خوانی را به عنوان سلاحی برای مبارزه با ناعدالتیهای اجتماعی و کوردستیزی حاکم بر سرزمینش برمی گزیند و بارها دستگیری وحبس وتوقیف آلبومها و لغو کنسرتهایش را تحمل می کند. کنسرتهایی که گهگاه مجوز اجرایشان را دریافت می کند در سرتاسر کشور با استقبال بسیار بالایی مواجه می شود. او همواره پا برهنه بر صحنه کنسرتهایش ظاهر می شود و انگشتانش را به نشانی پیروزی بالا می گیرد. سبکهای مختلفی را در موسیقی تجربه می کند. از موسیقی محلی وسنتی گرفته تا رپ و راک که البته در همه آنها موفق بود.

به غیر از ترانه های خودش از سروده های شاعران و ترانه سرایان معتبر و ترک زبان مانند ناظم حکمت، اورهان ولی، احمدعارف، انور گوکجه، حسن حسینی گیل، نواز چلیک، آتیلا ایلهان، اولکو تامیر، یوسف هایال اوغلو، جان یوجل، علی چینار، اورهان اکوتان و همسر وفادارش گلتن هایال اوغلو هم استفاده می کند.

آلبومهایش در ردیف پرفروشترین آلبومهای سال قرار می گیرد. سرانجام آلبوم چهاردهم وی با نام (ترانه ام برای کوهها) رکورد فروش را در سال 1994 می شکند و با 1.5 میلیون کاست فروش، پرفروشترین کاست قرن می شود.

هر ترانه ای که اجراء می کند به یک حادثه بدل می شود و از دادگاهها برایش اقامه دعوا می شود. به قول خودش آدرس دوم او اداره امنیت و ملی ترکیه است. با وجود این فشارها بیش از 16 آلبوم به نامهای:

عصیان میکنم، نام کد بختیار، دچار درد سر شدم، ترانه صبح، دیوار عشق، دموکرات خسته، زمانی می رسد، ترانه ام برای کوهها، دست نزن آتیش می گیری، رو در روی دوست و دشمن و مرا دریاب و ...

رامنتشر می کند و برای بسیاری از خوانندگان ترک ترانه و آهنگ می سازد. حکومت ترکیه رفته رفته مجبور می شود مزاحمی به نام احمد کایا را بپذیرد و ترانه های گزنده و ظلم ستیز او را تحمل کند. با حضور در هر برنامه تلویزیونی آمار تماشاگران آن برنامه به شکل حیرت آوری بالا می رود و مصاحبه اش با هر روزنامه فروش آن روزنامه را تضمین می کند. با استفاده از حروف اول نام خود و همسرش شرکت تولید آلبومی را با نام (جی.ای.کی) راه اندازی می کند و درهای آن را رو به آثار متعهد و با کیفیت هنرمندان تازه کار باز می گذارد. در سرتاسر جهان اقدام به برگزاری کنسرت می کند و همواره برآرمان اولیه خود تاکید دارد. در این سالها چندین جایزه از فستیوالهای مختلف داخلی و خارجی دریافت می کند.

 

فاجعه مراسم اهداء جوایز برترینهای سال 1998 ترکیه

 

احمد کایا در سال 1998 در آلبوم هفدهمش با نام مقابله دوست و دشمن، ترانه ای با نام (giderim) یا می روم اجراء کرد که در ترکیه غوغایی به راه انداخت. به همین دلیل درمراسم اهداء جوایز برترین های ترکیه در سال 1998 از احمد کایا برای دریافت جایزه بهترین آهنگ سال دعوت به عمل آمد.

مراسم به روال عادی پیش می رفت که نوبت به احمد کایا رسید. احمد بعد از در یافت جایزه این جملات را در سالن فریاد می زند:

من یک ترانه کوردی(کاروان) در آلبوم جدیدم خوانده ام، برای اینکه خواننده ای هستم با ریشه و اصالتی کوردی! شک ندارم کمپانی های موسیقی فراوانی در ترکیه مایل به پخش این آلبوم من هستند! ترکیه مشکلی با نام کوردستان دارد و من هیچ وقت از بازگو کردن این مشکل برای کسانی که منکر حقیقتند، خسته نمی شوم.

این جملات آغاز جنجالی بزرگ می شود. بعد از کایا، نوبت سردار ارتاج بود. او برای دریافت پروانه طلایی بهترین خواننده حضور داشت. سردار بعد از گرفتن جایزه به بالای جایگاهی برای اجرای موسیقی رفته و اشعاری با مضمون مدح و ستایش کمال آتاتورک خواند و کاملاً مشخص بود که این اشعار را در جواب جملات کایا خوانده است. بعد از این اشعار شروع به خواندن مارش نظامی دولت ترکیه می کند.

وبا این کار جو سالن را کاملا علیه کایا می شوراند. ناگهان عده ای از هنرمندان حاضر در سالن با فریاد زدن کلمات خائن برو گمشو به سمت کایا یورش بردند. کایا در آنجا بسیار تنها بود. تنها یارانش در آن واقعه همسرش و آزادی بودند. دسیسه به وضوح چهره خود را نشان می داد. سرانجام پلیس کایا را برای حفظ جانش به بیرون برد. و کایا با چشمان گریان و چهره ای در هم شکسته با یک تاکسی به خانه برگشت.

فردای آن واقعه روزنامه ها تیتر های مختلفی علیه کایا تنظیم کردند. روزنامه حریت با تیتر(vay serefsiz) وای بر تو بی شرف و این عادلانه نبود، نقش مهمی در مسموم شدن افکار نسبت به احمد کایا داشت.

دادگاه امنیت ملی ترکیه جهت رسیدگی به اتهامات احمد کایا چه در آن شب و چه در سالهای قبل از آن کایا را در ساعت 4 صبح زیر باران شدید بازداشت کردند. وکلای کایا بعد ار چند ساعت او را با قید وثیقه آزاد کردند قرار شد احمد کایا در 30 آوریل 1999 در دادگاه امنیت حاضر شده و به اتهامات وی رسیدگی شود. چیزی که واضح به نظر می رسد این است که آن واقعه دسیسه ای بیش نبود و دادگاه امنیت فقط به دنبال بهانه ای برای محاکمه کایا می گشت.

موارد اتهام کایا از این قرار است:

برگزاری کنسرتی در برلین آلمان در سال 1993 با مضمون حمایت حزب کارگران کوردستان ترکیه

خواندن ترانه ای کردی!!!!!

بالا بردن دستها و نشان دادن علامت پیروزی در اکثر کنسرتها!!!! و....

احمد کایا و دادگاه امنیت ملی ترکیه (D.G.M)

احمد کایا در طول زندگی بارها از سوی دادگاه امنیت ملی جلب و بازداشت می شود. این اتفاق به قدری با زندگی وی درآمیخته شده بود که در مصاحبه ای گفت:(آدرس دوم من اداره امنیت ملی ترکیه است) 30آوریل موعد دادگاه بود. جلسه دادگاه به طور مستقیم در سرتاسر ترکیه پخش شد و مردم دفاعیه طولانی اورا می شنوند. او اینبار نمی خواند اما کلماتش به امواج اقیانوس می مانند که گاه آرامند و گاه اوج میگیرند و صخره ها را درهم می کو بند. همه شاهد صلابت سخنان او هستند. بخشهایی از دفاعیه او چنین است:

من برلبه چاقو ایستاده ام! کسی که برای مردمش می جنگد. این دفاعیه را به خاطر بسپارید... از سال 1985 یک موسیقیدان حرفه ای بوده ام. ازدواج کرده ام و دو دختر 17و12 ساله دارم. صدها ترانه تصنیف کرده ام و برای بسیاری از آهنگهای خوانندگان دیگر ترانه نوشته ام. هفده آلبوم منتشر کرده ام که میلیونها عدد از آنها تکثیر و به فروش رفته است. کنسرتهای زیادی در سرتاسر جهان(آلمان- فرانسه-بلژیک- کوبا و ....)اجراء کرده ام و بارها به عنوان خواننده سال از طرف دستگاههای مختلف انتخاب شده ام. چهل و دو ساله و ساکن ترکیه ام. به ترکی اندیشیده ام، به ترکی ترانه نوشته ام، به ترکی خوانده ام. من یک موسیقیدانم و یک شهروند جهان که خود را متعلق به هیچ قسمت جغرافیایی نمی داند و احساساتش نوع بشر را مخاطب قرار می دهد، نه گروه و قبیله ای خاص را. قلبم آنقدر بزرگ است که پذیرای خوبی های تمام زبانها فرهنگها و باورها و ترانه های جهان باشد. به من اتهامی زده شده است که زندگی مرا دگرگون کرده است. اتهام خیانت. مرا یک آدم تفرقه انداز، یک غلام حلقه به گوش و بی ادب و بی عقل و دیوانه ویک دلقک لوده خطاب کرده اند. این صفات را دسته جات سرشناسی به من نسبت داده اند. نگرش و کلام یک انسان که اساس تمام این اتهامات است در هیچ کشور متمدن و قانونمندی جنایت و اتهام به حساب نمی آید. من در آلبوم جدیدم ترانه ای کوردی خوانده ام به این دلیل ساده که یک کردم. ویدئویی هم از آن تهیه کرده ام.اعتقاد دارم مردمانی در میان ما هستند که دل پخش کردن آن را از شبکه هایشان داشته باشند. اگر چنین نکنند باید در کورد بودن و انسان بودنشان شک کرد. آیا اشخاصی که با خائن و تفرقه فکن و دشمن دانستن من، احساسات منفی علاقه مندانم را تحریک می کنند و باعث جدایی طبقاتی و نژادی می شوند در اقلیت نیستند؟ آن میلیون ها نفری که به حرفهای من گوش می دهند جزو مردم نیستند؟ من در آن سالن «محل اهداء جوایز»از شنیدن جمله خائن برو بیرون به خشم آمدم چون این جمله را از دهان افرادی شنیدم که تا کلمه کورد را می شنوند ناسزا می گویند. از همین جا به آنها می گویم که کوتاه نخواهم آمد تا آنها واقعیت وجود کورد را بپذیرند. به اعتقاد من دقیقاً همین افراد بودند که عبارت برادری را لگدمال کردند و باعث به وجود آمدن شکاف در فرهنگ مشترک کشور ما شدند. بزرگترین سلاح یک خواننده ترانه اوست و من اجازه نخواهم داد ترانه هایم را اینگونه تفسیر کنند و معانی دیگری به آنها ببخشند. تصور کنید که اعلام می کردم ترانه ای به زبان ایتالیایی، عربی یا انگلیسی خواهم خواند، آیا باز هم چنین جنجالی به راه می افتاد؟ من همیشه ترانه اجتماعی خوانده ام و با هر چیزی که در کشورم رخ داده و دلالت بر بدی داشته مخالفت آشکار کردم. هر وقت هم که رشد و توسعه ای دیدم نظرم را در مورد آن بیان کردم. ترانه هایم نیز همین ها را در خود داشته اند. این اتهام و کیفر خواست به اعتقاد من تلاش تعدادی از کانالهای تلویزیونی برای پیدا کردن چیزی در جملاتم بوده تا با آن سریال تلویزیونی بسازند. اگر من در تمام کنسرتهای چند هزار نفری ام چیزی گفته بودم که باعث ایجاد تفرقه در بین مردم میشد، می توانستم قبول کنم که این اتهامات حقیقت دارند... ولی چنین نیست. وقتی ضبط ویدئویی اجرای آن شب به وسیله یک ذهن روشن و منصف بررسی وتحلیل شود می بینیم که توطئه ای علیه من شکل گرفت. فکرش را بکنید که خواننده ای در هر کجای جهان اعلام می کرد که از این به بعد والس یا جاز خواهد خواند آیا از این جمله برداشت می شد که او مردم را تحریک کرده است؟ موسیقی یک زبان جهانی است و هیچ ترانه ای نمی تواند مردم جهان را جدا و دشته بندی کند.اگر آنانی که در آن شب به من حمله کردند یک لحظه به وجدانشان رجوع کنند و دست از تقسیم کردن انسانها به ما و آنها بردارند، جامعه سالم تری خواهیم داشت. من به عنوان یک مرد 42 ساله با دو بچه که تنها از طریق موسیقی امرار معاش می کند در کارم حرفه ای هستم و مالیات هم پرداخت می کنم. درامد سالیانه ام از طریق یک آلبوم و برگزاری چند کنسرت تأمین می شود و درامد دیگری ندارم. من مسئولیت زیادی نسبت به آینده فرزندانم دارم و هیچ وقت اجازه نمی دهم که کسی به حرفه من توهین کند. تا به حال حتی یک پنی هم برای حمایت از هیچ سازمانی پرداخت نکرده ام«منظور پ.ک.ک است» و تمام اتهامات این گونه را رد می کنم. هنرمندان در همه جای دنیا یک زبان و یک سبک اجرای خاص دارند که از طریق آن احساسات خودشان را بیان می کنند. من این خاطر که اشتیاق مخاطبینم را در کنسرتها نشانه موفقیتم می دانستم با علامت پیروزی به آنان خوش آمد می گفتم. این علامت مشخصه من شده که لابد در تمام شوهای تلویزیونی ام هم آن را دیده اید. تازه این علامت یک خوش آمد تکراری و قالبی است که در سراسر جهان توسط سیاست مداران، هنرمندان و قهرمانان ورزشی به کار می رود. این علامتv که در ابتدای کلمه victoria به معنای پیروزی است و نباید در آن پی معنای دیگری بگردند. در بخشی از ترانه «دچار درد سر شدم» گفته بودم:«یه کمیسر تو بارونیش/داره میاد سراغ من/با گلوله های قانونیش» در کنسرتم «آن را این گونه خواندم:«ترکیه باز با جمهوریش/داره میاد سراغ من/با گلوله های قانونیش». فکر نمی کردم چنین تغییر کوچکی جرم به حساب بیاید چون همه کمیسرها واقعا از گلوله استفاده می کنند حتی پلیسهای جمهوری ترکیه!!! در بخش دیگری از این ترانه گفته بودم:«آدمکشی با ریش چرکین مشغول گشت رو سینمه» و در اجرای زنده به جای آدمکش، کلمه کمیسر را جایگزین کردم. چون واقعاً هر دوی آنها «آدمکش» و «کمیسر» می توانند ریش چرکین داشته باشند... تازه کل این سطر یک شوخی ونیش طنزآلودی بیش نیست. سالها پیش در ترانه ای از من عبارت«شاهزاده مسخره » آمده بود... وقتی می خواستم آن را در آلبومی اجراء کنم به اشکال برخوردم وتنها وقتی که آن را به«شاهزاده ژولیده» تغییر دادم ، مجوز اجراء دریافت کرد!!! به عقیده من نویسندگان قانون ترکیه هم باید پاسخگوی نکات طنزآمیز موجود در نوشته هایشان باشند! مردم ما باید بفهمند که چقدر از جهان امروز دور هستند تا دیگر نگران تجزیه کشور آن هم به وسیله یک ترانه کوردی نباشند. چنین نگاهی به هنر باید از بین برود. به یک هنرمند باید فضای تنفس داد. هر سیستم قانونی که بر اساس وجدان بنا شده باشد نمی تواند یک موسیقیدان را که سالها مخالفت خود را با تجزیه کشور اعلام کرده است متهم کند. من آنچه که دیگران زمزمه می کنند را فریاد می زنم. ما در این کشور زندگی می کنیم و اگر حقایق را بفهمیم زندگی و کشور بهتر و پیشرفته تری خواهیم داشت. به نظر می رسد که من هم باید از این به بعد در تغییر دادن ترانه هایم محتاط تر باشم و در واقع دیگر اجازه چنین تغییرات کوچکی را هم نخواهم داشت. ولی آیا شما انتظار دارید من تحت این شرایط احساس آزادی کنم؟!

این دادگاه با تشکیل خود دلایل و منطق و قضاوت عادلانه را نادیده گرفته و تمام قوانین جهانی را نقض کرده است.««من هم ترک می کنم کشوری را که در آن مرا تفرقه انداز و خائن خطاب کرده اند آن هم بر اساس قضاوت در مورد آثاری که در کنسرتهای سالها پیشم اجراء کرده ام...»»

بعد از پایان دفاعیه دادگاه در سکوت فرو می رود و بعد از 5 دقیقه تنفس ممنوع الخروج بودن کایا لغو وادامه دادرسی به 16 ژوئن همان سال موکول میگردد.

مرگ مشکوک در غربت

احمد کایا چند روز بعد از دادگاه برای برپا کردن تور کنسرتهایش در اروپا به فرانسه سفر می کند و تا موعد جلسه بعدی دادگاه به ترکیه برنمی گردد. دادگاه امنیت ملی ترکیه او را به صورت غیابی به تحمل 10 سال زندان محکوم می کند غافل از اینکه این هنرمند بزرگ هرگز به سرزمینی که به آن عشق می ورزید باز نخواهد گشت.

در 16 نوامبر 1999جسد احمد کایا را در اتاق هتلی در پاریس پیدا می کنند. علت مرگ او ایست قلبی اعلام می شود. اما عاشقان آزادی و صلح و خیل دموکراتهای مسکوت شده جهان علت مرگ او را می دانند. پیکرش را در گورستان معروف« پرلاشز» دفن می کنند. کیلومترها دورتر از مردمی که عمر خود را به آفرینشگری برای آنها گذرانده است .

منبع:

www.shafaaq.com
+ نوشته شده در  بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 13:46  توسط میديا  | 

آیین نوروز

آيين هاي نوروز در مناطق كردنشين ايران

عيد نوروز، عيدي كهن و ايراني است كه اقوام مختلف ازجمله كردها آن را گرامي مي دارند، آيين هاي آن در باورها و عقايد مردم به شيوه هاي گوناگون نمايان بوده و در تاريخ اين سرزمين كهن، ريشه دارد.

   
به گزارش خبرنگار ايرنا، يكي از جلوه هاي خاص عيد نوروز درمناطق كردنشين اين است كه در تمام اين منطقه برپا مي شود و كردهاي ديگر كشورها همزمان با ايرانيان اين عيد را گرامي داشته و هر سال در شهرهاي 'دياربكر'(آمد) تركيه، 'قاميشلو' سوريه و 'اربيل' و 'سليمانيه' عراق، هزاران نفر آيين هاي خاص اين عيد از جمله برپايي آتش و پايكوبي پيرامون آن را انجام مي دهند.

برپايي آتش در نوروز در كردستان، نمادي از آيين زرتشت است كه از دوران قديم به يادگار مانده و به پايان رسيدن فصل سرد زمستان طبيعت، شروع شدن سال نو و زنده شدن دوباره طبيعت بهانه هاي خوبي براي شادي و خوشحالي مردم است.

در باورهاي قديم مردم كردستان، نوروز تنها پايان يافتن فصل سرد و آغاز سال نو نيست، بلكه بعضي ها براين باورند، اين شور شادي مردم به مناسبت پيروزي 'كاوه آهنگر' و برافراشته شدن درفش كاوياني در اين سرزمين و نابودي 'ضحاك' پادشاه ظالم و ستمگر است.


مردم كردستان نيز مانند ديگر اقوام ايراني در آخرين چهارشنبه سال با برپايي آتش و رقص و پايكوبي پيرامون آن، آيين 'چهارشنبه سوري'، را اجرا مي كنند.

كلمه 'سوري' در زبان كردي به معني 'سرخ' است و اين صفت سرخي را از آتشي گرفته كه هر سال بر بلنداي قله هاي كردستان برپا مي شود.

برپايي آتش چهارشنبه سوري و آتش نوروز شباهت زيادي به هم دارند و در هر دو رقص و پايكوبي خاص مناطق كردستان به دور آتش انجام مي گيرد و در قديم كه ارتباطات مناطق مختلف بسيار كم بود، با برپايي آتش در بلنداي قله هاي مرتفع اين گونه پيام فرارسيدن عيد نوروز را به مردم مي دادند.

يكي ديگر از آيين هاي مردم كه از چند روز قبل عيد نوروز شروع و تا روز عيد ادامه دارد، آييني مرسوم به 'هه لاوه مه لاوه'، است كه در آن خردسالان به صورت فردي يا گروهي به خانه ها رفته و از آنها هداياي نوروزي خود را مي گيرند. (نظرنویسنده وبلاگ میدیا:درشمال خراسان این آیین به نام هه که ته که مشهور است که خودم تجربشو دارم همچنین یک هفته قبل از عید بچه های کورد توپی پارچه ای را به نام گوگ برای چهارشنبه سوری آماده میکردند واین توپ آغشته به نفت را آتش وبادست به هوا پرتاب  میکردند و  با مشعلهایی ازآتش دور تادور حیاط خانه راآذین بندی میکردند ووسط حیاط آتشی بر پا می شد و بچه ها به همرا والدین از روی آتش می پریدند)

خانواده ها نيز كه از قبل تدارك خاصي را ديده اند، هدايا را در ميان كودكان تقسيم مي كنند و آنها بدون آنكه در خانه ها را بزنند با صداي بلندي فرياد مي زنند: 'هه لاوه مه لاوه، شتيك مان بو بخه نه بن تاوه، كوره كه تان ببي به زاوا'، به معني 'هديه نوروزي را برايمان بياوريد و اميدواريم پسرتان داماد شود'.

خانواده ها برايشان از هديه هاي نوروزي كه اغلب تخم مرغي است كه با پوست پياز يا رنگ هاي ديگر رنگ آميزي شده و يا هديه هاي ديگري همانند پول، كيك، تنقلات و يا چيزهايي از اين قبيل را مي آورند.

جوانان اين كار را در شب هنگام انجام مي دهند و در مناطق كوهستاني كه خانه ها بدون حياط بوده يا بر اثر شيب خانه ها از پشت ديوار ندارند، سطل هايي تزيين شده اي را از سقف خانه آويزان مي كنند و خانواده ها هداياي را برايشان در داخل سطل گذاشته و شخص آن را بالا مي كشد.

اين آيين با همان شعار و هم به صورت فردي و هم به صورت دسته جمعي اجرا مي شود.
يكي ديگر از آيين هاي نوروز كه در كردستان در شب عيد برگزار مي شود به 'كوسه'، مشهور است كه در آن دسته اي جوانان با هم جمع شده و با قيد قرعه يكي را به نام كوسه انتخاب و لباس خاصي را به او مي پوشانند و روي صورتش را نقاشي كرده و يا او را شبيه حيواني مانند ميمون يا روباه در مي آورند.

انها با نواختن سازهاي محلي مانند 'سورنا'، 'دهول' و ' دف'، به در خانه ها رفته و كوسه با رقصيدن و اجراي حركات نمايشي از صاحب خانه درخواست هديه مي كند و بقيه افراد هم با سردادن شعار،' كوسه هاتوه بو هيلكه خاوه ن مال زو به ريي كه'، به معني كوسه براي گرفتن هديه آمده صاحب خانه هديه را بهش بده'، عيدي خود را گرفته و بعدا آن را تقسيم مي كنند.


البته هداياي بهتر و ارزشمندتر از هداياي آيين هه لاوه و مه لاوه خردسالان است و اگر هديه نوروزي تخم مرغ باشد به تعداد افراد گروه بايد تخم مرغ را به مسوول جمع آوري هدايا داد.
بعد از برپايي اين آيين ها بيشتر مردم با پوشيدن لباسهاي نو براي تبريك سال تازه به ديدن اقوام و دوستان خود مي روند و ميزبان با شيريني و شربت از آنها پذيرايي مي كند.

آخرين آيين سال نو كه در روز سيزدهم برگزار مي شود، آيين 'سيزده بدر' است، در اين روز مردم به دامن طبيعت رفته و يك روز را مهمان طبيعت مي شود، از آيين هاي خاص مردم كردستان در سيزده بدر به آب انداختن سبزه هايي است كه قبلا آنها را كاشته بودند.

بعضي ها بر اين باورند با به آب انداختن اين سبزه ها آرزوهايشان دراين سال برآورده خواهد شد و برخي ديگر 13سنگ كوچك را برداشته و آنها را به سوي شيء اي پرتاب و به اصطلاح سيزده را كه در باور عامه عدد نحسي است را از خود به در مي كنند.

منبع:کرد وکردستان

http://kurdishzone.blogfa.com/

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 10:5  توسط میديا  | 

در گذشت استاد بزرگوار علی آبچوری

 

درگذشتاستادعلی یزدانی معروف به آبچوری نوازنده قوشمه و از برجسته ترین راویان موسیقی کردی شمال خراسان رابه تمام دوست داران هنر وتمام ملت کرد تسلیت عرض می نمایم.

 استادعلی‌خان یزدانی معروف به علی آبچوری سال ۱۳۱۰در روستای آبچور از توابع بجنورد در استان خراسان‌شمالی به دنیا آمد. وی از ده سالگی بدون داشتن استاد، نواختن قوشمه را فراگرفت و تا امروز به عنوان یکی از بهترین نوازندگان این ساز شناخته شده است. این هنرمند تا پیش از مرگ حسین به‌بی یکی از دایره‌نوازان  کرد شمال خراسان، با وی نزدیک به پنجاه سال کار هنری داشتند.

استاد علی آبچوری   در چندین جشنواره موفق به کسب مقام نخست شد . از  آثار ملی وی می توان به نوازندگی قوشمه در آلبوم "شب،سکوت،کویر" با خوانندگی محمد رضا شجریان اشاره کرد. مرحوم علی آبچوری، درپی ابتلا به بیماری هپاتیت B ، صبح سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹ دارفانی را وداع گفت.

روحش شاد یادش گرامی

+ نوشته شده در  پنجم بهمن 1389ساعت 20:25  توسط میديا  | 

مشاهیر کرد(هادی ضیاء الدینی)

کوتاه درباره طراح و مجسمه ساز نامی کردستان استاد «هادی ضیاء الدینی»

زندگینامه، آثار ، فعالیتها و تصاویر

hadi.GIF

سال 1335 در سنندج و محله « جور آباد » و در خانواده ای اهل شعر و عرفان بدنیا آمدم . پدرم انسانی شریف و بیش از حد پرهیزكار بود . او بود كه رفتار و زندگی شرافتمندانه  را به ما آموخت و مادرم در نهایت دلسوزی و فداكاری در تربیت ما آنی غافل نبود . قبل از دبستان به نقاشی پرداختم و بعد ازدوره ابتدائی اولین گامها را در مجسمه سازی برداشتم و این دو را با رنج فراوان و بدون آموزش و كلاسی آكادمیك همزمان پیشبردم ...

stute2.JPG

                                     مجموعه  فعالیتها و آثار استاد ضیاء الدینی برگزاری نمایشگاه    نمایشگاههای داخلی ( انفرادی و جمعی ) :    تهران ،سنندج ،اصفهان ،تبریز ،ایلام ،همدان ،مهاباد ،سقز ،مریوان ،بانه ،قشم ،چابهار ،كرمانشاه ،اشنویه ،بیجار ،دیواندره    نمایشگاههای خارج از ایران :    چین ،واشنگتن ،لندن ،برن(سویس) ،مارتینی(سویس) ،ژنو(سویس) ،قرقیزستان ،قزاقستان ،ازبكستان ،كویت ،سلیمانیه ،اربیل ،حلبچه ،سوریه    شركت در مسابقات :    برگزیده در چهارمین بی ینال ( دوسالانه) نقاشی ایران ( موزه هنرهای معاصر تهران 1376 )    برگزیده اولین بی ینال ( دوسالانه ) بین المللی طراحی ایران ( موزه هنرهای معاصر تهران 1378 )    منتخب اولین جشنواره هنرهای تجسمی اصفهان و دریافت دیپلم افتخار در زمینه مجسمه سازی 1367    داوری :    داوری جشنواره های هنرهای تجسمی    داوری جشنواره نقاشی غرب ایران در مریوان و نیز جشنواره مدرسین آموزش و پرورش سنندج در چند نوبت    ساخت و نصب پیكره :    ساخت پیكره تمام قد گاندی ( دراندازه طبیعی ) رهبر دلسوز مردم هند در سال 1353    ساخت و نصب پیكره « چوپان » با ارتفاع سه متر در پارك آبیدر سنندج    ساخت و نصب پیكره « آزادی » با ارتفاع شش متر در میدان آزادی سنندج    ساخت و نصب پیكره « دو كودك » با ارتفاع چهار متر در پارك آبیدر سنندج    ساخت و نصب پیكره « مولوی كرد » با ارتفاع 5/3  متر در میدان مولوی كرد سنندج    ساخت و نصب پیكره « كارگر » با ارتفاع 4 متر در میدان كارگر سنندج    ساخت و نصب پیكره « استاد هه ژار  » با ارتفاع 4 متر در میدان استاد هه ژار مهاباد    ساخت و نصب پیكره « استاد هیمن » با ارتفاع 4 متر در میدان استاد هیمن مهاباد    ساخت و نصب پیكره « استاد محمد قاضی» با ارتفاع 4 متر در میدان محمد قاضی    ساخت و نصب پیكره « میر عماد قزوینی » با ارتفاع 5 متر در میدان میر عماد قزوین    ساخت و نصب پیكره « لذت رهایی » با ارتفاع 3 متر در میدان پارك كودك اصفهان    ساخت و نصب پیكره « شیخ محمود برزنجه » با ارتفاع 8 متر در میدان شیخ محمد سلیمانیه عراق    ساخت و نصب پیكره « مستوره اردلان » با ارتفاع 4 متر در  پارك اربیل عراق    ساخت و نصب پیكره « شیخ حسن علی ( جگر خون ) » در اربیل عراق    ساخت و نصب نقش برجسته « سرباز مادی » با ارتفاع 5/2 در سر در موزه سنندج    ساخت و نصب نقش برجسته « زیویه » با وسعت 100 متر مربع در میدان و ورودی پارك آبیدر    ساخت چندین سردیس از تیپهای مناطق مختلف كردستان جهت نمایش در موزه مردم شناسی خانه آصف    ساخت چندین سردیس از شخصیتها و مشاهیر كرد جهت نمایش در موزه مردم شناسی خانه آصف    برگزاری اولین نمایشگاه مجسمه های شخصی ( با بیش از چها پیكره ) در نگارخانه ارشاد    راهیابی و شركت در دومین بی ینال مجسمه سازی ایران ( موزه هنرهای معاصر تهران )    ساخت و نصب پیكره بێارانی در سنندج    ساخت و نصب پیكره بانفال در اربیل    ساخت و نصب پیكره معلم در دهگلان    چاپ اولین كتاب طراحی   عضو افتخاری انجمن نقاشان ایران
 
 
 
 
 
 
                                                       

برخی از مجسمه های ساخته شده به وسیله استاد ضیاء الدینی

stute2.JPG

" نالی " شاعر كرد

stute3.JPG

"مستوره اردلان" شاعر و تاریخ نگار كرد

 

stute4.JPG

stute5.JPG

"میرزا رضا كلهر" خوشنویس

 

stute6.JPG

"صلاح الدین ایوبی" سردار كرد در جنگهای صلیبی

 

stute7.JPG

"شیخ رضا طالبانی" شاعر طنز پرداز کردستان

 

stute9.JPG

ێركو  بیكس" شاعر معاصر بزرگ کردستان

stute10.JPG

شیخ شهاب الدین سهروردی فیلسوف نامی کُرد

stute14.JPG

منصور حلاج

 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  هشتم دی 1389ساعت 19:21  توسط میديا  | 

گویش‌های لری

گویش‌های لری

گویش‌های لُری نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند. زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد. ریشه زبانهای ایرانی لری-بختیار مانند زبان فارسی به پارسی میانه(پهلوی ساسانی) و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان(زبان هخامنشیان) برمیگردد.ویژگی‌های زبان لری نشان می‌دهد که چیرگی زبان‌های ایرانی در منطقه کنونی لرستان در تاریخ باستان از سوی ناحیه پارس صورت گرفته و نه از سوی ناحیه ماد. زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اند، که میان مردم لُر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از سه گویش جدا تشکیل می‌شود که عبارتند از گویش لرستانی، بختیاری و لری جنوبی (کهگیلویه و ممسنی و بویراحمدی) و در دو سوی پیوستار با انواعی از زبان‌های کردی و فارسی شانه به شانه‌است. به عبارت دقیق تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیر گروه پیوسته از ایلات و طوایف است، شناخته شده‌ترین این گروهها عبارتند از فیلی یا لر کوچک و بختیاری، بویراحمد، کهگیلویه و ممسنی (چهار گروه اخیر لر بزرگ را تشکیل میدهند). فیلی بیشتر به پیشکوه و پشتکوه تقسیم می شود، چند گروه کوچکتر دیگر هم هستند.

نام گویش لری در کتابهای تاریخی قدیمی نیامده‌است و ظاهرا گویش مردمان این ناحیه گویشی از زبان پهلوی در نظر گرفته شده‌است. پیش از بررسی‌های زبان‌شناسی نوین، برخی نویسندگان بر پایه حدس، گویش لُری را با زبان‌های کردی ‌تبار مربوط می‌دانستند. برای نمونه دهخدا در لغت نامه دهخدا، لر (و یا لور) را نام عشیرتی بزرگ از عشایر کرد می‌داند:

گروهی از اکراد در کوههای میان اصفهان و خوزستان و این نواحی بدیشان شناخته آید و بلاد لر خوانند و هم لرستان و لور گویند.

 

یا دکتر پرویز ناتل خانلری گویش‌های لری و بختیاری را نزدیک به زبان کردی گمان برده‌است و در این خصوص می نویسد : « در کوهستان بختیاری و قسمتی از مغرب استان فارس ایلهای بختیاری و ممسنی و بویراحمدی به گویشهایی سخن می‌گویند که با کردی خویشاوندی دارد، اما با هیچیک از شعبه‌های آن درست یکسان نیست، و میان خود آنها نیز ویژگی‌ها و دگرگونی هایی وجود دارد که هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشده‌است. اما معمول چنین است که همه گویشهای بختیاری و لری را جزو یک گروه بشمارند.»

بر پایه گمانی دیگر از میان تمام اقوام آریایی لرها از نظر سازمان زبانی رابطه تنگاتنگی با کرد زبانان و فارس زبانان دارند در حالیکه برخی پژوهشگران بیان داشته‌اند که لرها از کردها منشعب می شوند. اما برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که لرها از قدیم الایام گروهی مستقل بوده‌اند گرچه از دو همسایه فرهنگی خویش تاثیر پذیرفته‌اند. گرچه لرها از نظر زبانی آشکارا با فارسی مرتبط هستند اما کارشناسان در این باره اختلاف نظر دارند که لری و فارسی از فارسی باستان منشعب شده‌اند یا از فارسی میانه ، لری همچنین با کردی مرتبط می‌باشد این ارتباط در گویش‌های شمالی لری بیشتر نمودار است. گویش‌های لری یک پیوستار زبانی هستند مابین دو قطب فارسی و کردی.

+ نوشته شده در  هفتم آذر 1389ساعت 22:31  توسط میديا  | 

بررسی چند واژه پهلوی در گویش های لری

بررسی چند واژه پهلوی در گویش های لری

تقدیم به تمام لرهای عزیز

زبان لری شاخه ای از زبان های ایرانی جنوب غربی می باشد که ایل های لر ممسنی  حیات داودی ،کهگیلویه و بویر احمدی وبختیاری ولرستانی در منطقه وسیعی که بین استان های بوشهر وفارس تا کرمانشاهان تا بخش هایی از شرق عراق واقع شده است بدان سخن می گویند .شباهت های فراوان زبان فارسی  و لری از یک سو و همانندی برخی از واژگان کردی و لری از سوی دیگر باعث شده است که بعضی از محققین داخلی و خارجی بدون اینکه شناخت کاملی از زبان لری داشته باشند از لری به عنوان لهجه ای از فارسی یا کردی نام ببرند مثلاً یکی از اساتید دانشگاه هاروارد معتعقد است که لری نزدیک به هزار سال پیش یا کمتر از فارسی منشعب شده است . (قوم لر ، ص 53 )

 نکته قایل توجه این است که از بین رفتن بخش عظیمی از متون پهلوی پس از فروپاشی دولت ساسانی و تحولات سیاسی و اجتماعی عمیق ناشی از آن و بعد ها هم نابودی آثار فرهنگی در یورشهای مهاجمین ترک ومغول باعث شده است به علت نبودن اسناد و مدارک کافی قسمت مهمی از تاریخ گذشته این سرزمین همچنان ناشناخته بماند ، به نحویکه، امروز اطلاعات تاریخی و زبان شناسی در ورد اقوام کرد ، لر ،بلوچ ،گیلکی و غیره بسیار اندک است . حتی در مورد پیشینه زبان فارسی که قرن ها زبان رسمی ایرانیان بوده است ابهاماتی وجود دارد . چنانچه چند نفر از مورخان اسلامی از سه زبان فارسی ، دری و پهلوی یاد کرده اند جمعی از پژوهشگران معاصر به دلایلی وجود سه زبان نامبرده را بطور همزمان رد می کنند و واژه دری را صفت زبان فارسی (فارسی دری) دانسته اند و فارسی را تحول یافته زبان پهلوی جنوبی می دانند . (تاریخ زبان فارسی ، ص 280)

در مقابل ، نظریه دیگری هم وجود دارد که فارسی را زبانی می داند که قبل از اسلام همزمان با پهلوی وجود داشته است و تحول زبان فارسی از پهلوی را رد می کند . (مقدمه برهان ، ص 28)

پیشینه سایر زبان های ایرانی نوع و ارتباط آنها با هم و با زبان های باستانی با توجه به اینکه بررسی های تطبیقی  و همه جانبه ای از آنها بعمل نیامده است و از سوی دیگر فاقد خط و آثار نوشتاری هستند ، به درستی مشخص نیست .

در بین زبان ها و گویش های ایرانی ، ذخیره واژگانی مشترک فارسی و لری از همه بیشتر است به همین علت عده ای لری را لهجه ای یا گویشی از فارسی می پندارند . در حالیکه هر یک از گویش های لری ویژگی های صوتی ، معنای، صرفی و واژگانی خاص خود را دارند اگر نسبت تغییرات و تفاوت های فارسی امروز و هزار سال پیش را نسبت به اختلافات گویش لری ممسنی در فارسی و لری لرستانی را که دردو سوی مناطق لر نشین واقع شده اند ، در نظر بگیریم ،انشعاب در گویش لری مادر از هزار سال پیش فرا تر می رود . در بررسی همین تعداد اندک واژگان این مجموعه نشان می دهد که چگونه واژگان پهلوی با تغییرات کم و بیش متفاوتی به فارسی و گویش های لری رسیده اند . از نظر پیوستگی تاریخی و نژادی ، سرزمین های لر نشین فعلی در دوران باستان محل سکونت اقوام پارسی بود . در نتیجه لری از زبان پهلوی (پارسیک) منشعب شده است .

نامهای برخی از طوایف و تیره های لر مانند: جاوید ،رستم ،اردشیر ،بابکانی ، کی گیوی ،گودرزی و بهمنی که وابسته به ایل های ممسنی ،بویر احمد وکهگیلویه هستند ارتباط قومی  و زبانی این اقوام را در گذشته و حال تأیید می کند .

تفاوت های صرفی و واژگانی بین فارسی ،لری و پهلوی از نکات جالبی است که باید بررسی و ریشه یابی شود . شایسته است که در گرد آوری و ثبت و حفظ گویش ها و فرهنگ های اقوام مختلف ایرانی که هر یک گوشه ای از تاریخ و فرهنگ قدیم این سرزمین را در دل خود جای داده اند ، قبل از اینکه نابود و فراموش شوند ،گامهای اساسی برداشته شود .

کمترین سود این کار ، بهره گیری از نتایج آن در تصحیح و بهتر خوانی متون کهن ایرانی قبل و بعد از اسلام می باشد .

چند واژه آوا نویسی

 

 

a= اَ                                                                    ô= اُ کشیده

=a آ                                                                     é= اِ کشیده

e= اِ در آوا نویسی لری                                           Š =ش

î= اِ  در آوا نویسی پهلوی                                         ĉ=چ

i= ای  در آوا نویسی لری                                         x=خ

ï=ای  در آوا نویسی پهلوی                                        q=ق

o= اُ در آوا نویسی لری                                            ˇq=غ 

u= او در آوا نویسی لری                                           z=ز

 

ū= او در آوا نویسی پهلوی                                        ž= ژ

 

ایدون باد

 

کوتاه نوشت  گویش های لری

کهگیلویه لری ممسنی و بویر احمد : لری الف

: لری ،ب

بختیاری : لری ،ج

لرستانی : لری ،د

لکی : لکی

فرهنگ برهان قاطع

ابرو

پهلوی : بروگ brūk لری : برگ borg  لر

ی د : برم berm لکی : برم ، برو berm/beru اوستا : brvat برهان : « برو »

اشک

پهلوی : اشک ، ارس aser/aŠk  لری الف و ب : خَرس xars   لری ج : ارس ، هرس ars/hars لری د و لکی: اسر، ارس aser/ars اوستا : asrū/asrav برهان : «ارس»

مژه مژگان                                                                                                                             

پهلوی :مزگ ، مژوگ mazag/méžug لری : مرزنگ marzang لری د و لکی : merženg  .

چشم

پهلوی : چشĉaŠ پهلوی : تیتک (مردمک چشم)  tïtakلری الف و ب : تیه teya لری ج :تی ، تیه tiyi/ti لری د : تی چش ĉaŠ/tiye/ti اوستا : ĉaŠman

چوب (ترکه)

پهلوی : اسپک spek     لری و لکی : سک sok چوبدستی است که معمولا در یک سر آن میخی نصب می کنند و برای راندن گاو یا خر به کار می رود .

خط ،شیار ،خط کشیدن

پهلوی :   کیش  kéŠ/kïŠ لری الف: کیش kiŠ لری ب : tiŠ . در لری الف تا دواژه «کر»ker  با همین معنی به کار می رود.کیش کشیدن   kiŠ kaŠidan = خط کشیدن

گوشه کنج

پهلوی :    گوشک  سوک sūk/gôŠak  لری و لکی : سیک sik  . در لری هر دو واژه گوشه و سیک به کار می رود .

کنج ،خم

پهلوی : خوهل xvahl   لری الف ب ج : خل val  لری د : هل hal لکی : هول  hoval  برهان «خل ،خوهل»

شوهر

پهلوی : شُی مرک mérak/Šoy لری : mira لری د : méra.  اوستا : mairya . در لری برار میره  berármira به معنی برادر شوهر می باشد . در لری از ریشه Šoy  پهلوی واژه شی کردن ikerdanŠ یعنی شوهر کردن کار برد دارد . لکی : مرد mira/merda

مادر

پهلوی : مات ،دایک dáyk/mát لری الف : دی dey  . لری ب:دا dá لری ج د : دا ، دالکه  dá/dáleka اوستا : day/dey  پرستاری و مراقبت کردن

گاو شخم زدن

پهلوی : ورزاک varzák لری : ورزا varzá  اوستا : varaz کشت کردن

جوجه تیغی ، ژوژه

 پهلوی : زئارک zuzark/žuzak لری الف ب ج : ززوzezu  لری د و لکی : ژوژ žzîu خار پشت یا ژوژ از جوجه تیغی کوچکتر است و تیر پرتاب نمی کند . و در گویش های لری برای واژه جوجه تیغی واژگان جوله  jula ( لری الف و ب) و چوله  ĉula(لری د) به کار می رود .

شغال

 پهلوی:شغال تورک Šaˇqál/tūrak    لری : توره tura لری د و لکی:چقل ĉaqal

عقاب

پهلوی : آله aluh   لری: اله alo برهان اله : لری ج: دال dál

کرکس لاشخور

پهلوی : کرکس ، دالمن karkas/dálmam لری : دال dál لکی : دال ، سرگر: dá/sargar     پهلوی  sárïgar واژهdál(man) در پهلوی بعضی از نواحی لر نشین به معنی عقاب هم به کار می رود .

ملخ 

پهلوی: ملخ کلک malax/kulak  لری : کله kolo   لری د : kolla     لکی : قله qola

کلیه قلوه پشت

پهلوی : گرتک gurtak لری: گرده gorda لری د :گرده  (پشت) gorda و کلیه gordála

مغز

پهلوی : مزگ mazg لری : مزگ mazg  اوستا : mazg

سن و سال

پهلوی : دات dát لری و لکی : دا (د) dá(d) این واژه بیشتر در کلمه هم دا homda یعنی هم سن و سال به کار می رود .لکی : dá l

شعور فهم

پهلوی : ورم ، ورام varom/várima لری الف تا ج : وره verˇa در واژه « بی وره » bive rˇ a به معنی بی شعور اوستا: var/váaoma

هوش و یاد

پهلوی : ویرvIr اوستا : vira   در جملاتی به معنی به یاد (ویر ) آمدن یا از یاد رفتن استفاده می شود .

رقیب حریف

پهلوی :هممال hamémal فقط در لری د و لکی : همال hamál

دیروز

پهلوی : دیگ dIg لری الف ب : دیگ dig لری ج : دوش duŠ لری د :   diru(duŠ) لکی : doyna

دیشب

پهلوی :دوش dôŠ لری الف ، ب : دوش duŠ لری ج ،د: دشوdiŠow  لکی : deyaŠô برهان «دوش»

پریروز

پهلوی : پررparér  لری الف ، ب : پرید،پریر ،پریگ parir\parig\parid اوستا : parô.ayare  برهان پریر

پارسال

پهلوی : پار  (گذشته) pár لری : پار pár اوستا :  parurva  برهان «پار »

عصر ،غروب

پهلوی : اوراک ، پسین (نهایی) évárak/pasén لری الف ب ج : پسین pasin لری د و لکی : ایواره éára/ivára برهان «ایوار»

سفید (رنگ )

پهلوی : اروس  ،الوس alus/arus  لری الف ب ج : الوس alus اوستا :  aeura  این واژه امروزه در لری به عنوان صفت برای بزی به کار می رود که رنگ تمام یا قسمتی از موهای آن سفید است . در اوستا و پهلوی برای سایر حیوانات به  کار می رفته است مانند اسب سفید aspiaurus پهلوی ، اسب سفید auraŠaspa اوستا نام سایر رنگ های اسب در پهلوی مانند: بور bôr کرن korind کمیت komayt در لری باقی مانده است  

درخشش،تابیدن

پهلوی : براه bráh/bréh لری الف ب ج : بره ، برچه bera/berĉa بره زدن : درخشیدن لری د و لکی : برچه ، بریقه berĉa/beriga

ذغال سوزان (ذغال روشن)

پهلوی : خورگ ، انگشت xvarg/angiŠt لری الف : خرنگ xorong لری ب وج : انگشت angeŠt در لری ج معنی اتش هم می دهد لری د : مژ mez اوستا : angára

صمغ

پهلوی : زتک زدودگ zatūk/zatak لری : زدی zedi لری د و لکی : ژدی ževi/žedi اوستا : jatare برهان«ژده»

چمنزار،مرغ

پهلوی : مروmarv لری الف وب : مور mowr لری ج : مرغ ،مورmowr/marg لکی : مرخ marre/marx

میزیدن

پهلوی : میزیدن  ، مستن mistan/mézïtan  لری الف و ب : مهسن mehsan لری ج : مستن mestan اوستا : maez  همچنین در پهلوی : مشک(ادرار) méŠak لری الف و ب : مهسته mehsa لری ج : مسته  دو واژه فوق در حالت اسمی و مصدری در گویش لری د (لرستانی)از بین رفته است و مصدر mistan  پهلوی به فارسی نو نرسیده است . در گویش لری الف ب ج برای صرف افعال گذشته از مصدرmestan/mehsan  وبرای زمان آینده وامر از بن مضارع مصدر mizidan استفاده می شود

بهم زدن بهم خوردن  مخلوط کردن

پهلوی : شپ Šép پازند : شوشن ŠévaŠn در لری در دو حالت فعل لازم شیوسن Šivônen برهان :  «شیوانیدن» لری : شیونادن

پاک کردن به وسیله خراش دادن

پهلوی : کرنیدن (بریدن پاره کردن ) kirréïtan لری الف : به صورت فعل متعدی کرنادن keranádan لری ب :  randan    ج و لکی د : کرنن کلاشن keláŠane (n)/keranen

چسب چسبناک چسباندن

پهلوی : دیس (چسب) dïs و دسن «چسبناک»dôsén مصدر این واژه در لری الف ب ج : در حالت لازم «دیسن» disesan و متعدی «دیسنادن» disanádan  و در لری د :  disônen  و در لکی : doysônen   ودر لری ج و د : دیس dis (چسب)

شاخ

پهلوی : سرو srū لری الف ب ج :سره sero اوستا : srū/srva   واژه شاخ در گویش های لری هم به کار می رود وسره از واژه های مهجور می باشد

یادداشت : گویش های لکی در شمال و غرب استان لرستان به وسیله قبایل لر لک به کار می رود این گویش دارای ویژگی های زبان های ایرانی شمال غربی می باشد بیشتر لک زبانان به گویش لری لرستانی مسلط هستند .

واکه (مصوت) «د» d بعد از هم خوان ها (صامت)در گویش های لری نواحی مختلف به صورت d  صدایی بین «د» و «ذ» y  «ی» ، «ر» r تلفظ می شود . در این نوشتار به صورت d  «د» نشان داده شده است. منابع

امان الهی بهاوند ، سکندر قوم لر  انتشارات آگاه 1370

ایزد پناه حمید فرهنگ لری چاپ دوم تهران 1363

برهان محمد حسین بن خلف تبریزی برهان قاطع باهتمام محمد معین چاپ پنجم تهران 1362

طاووسی محمد محمود واژه نامه شایست نشایست شیراز دانشگاه شیراز 1365

فره وشی فرهنگ زبان پهلوی چاپ سوم تهران دانشگاه تهران 1358

ناتل خانلری پرویز تاریخ زبان فارسی جلد اول چاپ سوم تهران نشر نو 1366

همتی ابوذر فرهنگ تطبیقی واژگان گویش لری ممسنی با واژگان فارسی نو و میانه پایان نامه کار شناسی ارشد دانشگاه شیراز1369 

Bartholomae , chr .Altranische wÖrterbuch,

Strrassburg 1604 newed./ Berlin,1961

Mackenzie, D.N.Aconcise Pahlavi Dictionary,

London, oxford university press,1986

Nyberg, H.S.A manual Pahlavi .part II,

Wiesbaden, 1974.

منبع: http://papalak.blogfa.com 

+ نوشته شده در  سوم آذر 1389ساعت 15:20  توسط میديا  | 

چخماقلو

باعرض سلا م خدمت تمام دوستان عزیز

یکی از دوستان در بخش نظرات شخصی نوشته بودند:"بنده ترکیه رفتم کردهای شهر وان به رستوران میگفتند آشخانه لطفا اگه صلاح میدونی این مطلب رو هم تحقیق کن و اضافه کن"
بنده درمورد فوق تحقیق کردم چیزی عایدم نشد با این حال نوشته مشابه ای داشتم  در مورد تشابهات اسمی کردی کرمانجی بین کردهای شمال خراسان و کردهای آذر بایجان غربی و ترکیه که دو مورد آن را ذکر میکنم.

داشتم در مورد روستای چخماقلو توابع شهر آشخانه استان خراسان شمالی در اینترنت جستجو میکردم که به روستای دیگری برخورد کردم که از لحاظ تشابه اسمی همانند روستای خراسان شمالی بود و آن روستای چخماقلو در شهرستان ماکو بخش پلدشت میباشد و این جای خوشحالی است که نیاکان ما اسامی مکانها ، کوهها و غیره  سرزمین مادری خود را به سرزمین جدید نام گذاری میکردند تا با گذشت زمان این وابستگی و اصالت نژادی حفظ شود وآیندگان( که ماباشیم )بدانند از کجا آمده اند.

مورد دیگر  در روستای چخماقلو توابع آشخانه نام کوهی است که به ان ارضروم معروف است که همانند کوه ارض روم ترکیه است.

برای آشنایی با روستای چخماقلو درآینده به معرفی این مکان زیبا و تفریحی خواهم پرداخت.

به امید پیروزی و موفقیت برای تمام ملت کرد هرجایی که هستند.

+ نوشته شده در  بیست و نهم آبان 1389ساعت 16:37  توسط میديا  | 

آتشكده اسپاخو در استان خراسان شمالي

 

آتشكده اسپاخو در استان خراسان شمالي 

 بهنام ايرانپور - شهرستان مانه و سملقان - در 115 کیلومتری جاده بجنورد گلستان و 65 کیلومتری غرب شهر اشخانه بر روی تپه مرتفعی در دامنه جنگلهای کاج و سرو در کنار دهکده اسپاخو واقع شده است.

در وجه تسمیه دهکده اسپاخو گفته میشود وازه هسپ و اسپ که نامی کهن و پهلوی است به مرور زمان دچار تغییر و تبدیل به اسب شده و طبق شواهد احتمالا این منطقه از خراسان شمالی در گذشته محل پرورش اسپ بوده که نام اسپاخو برگرفته از ان می باشد.

بنای سنگی اسپاخو در حقیقت پا برجا ترین اثر باستانی سده های قبل از اسلام در خراسان پهناور است که از نگاه تاریخی اهمیت ویزهای دارد.معماری این بنا الگو گرفته از پای فیل مشهور به پافیلی است که از پابرجا ترین نوع معماری محسوب میشود.طرح این بنا ترکیبی از یک ایوان با پلان چهار گوش تالار و یک اتاق چهار گوش در قسمت شرقی است که ایوان ان به وسیله دهلیز به اتاق قسمت شرق ایوان مرتبط است.

پوشش سقف اتاق به صورت گنبدی از نوع پوشش های نیمکره ای و قابل مقایسه با گنبد چهار تاق های ساسانی است.با توجه به خصوصیات معماری و کاربرد مصالح بویزه استفاده از سنگ-تیر و شیوه تاق سازی و قوسهای طاق ها و موارد دیگر این بنا نظیر کارهای معماری مربمط به کارهای معماری اوایل دوره ساسانی و حد اکثر اوایل اسلام تا دوران ال بویه است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکم آبان 1389ساعت 15:26  توسط میديا  | 

مطالب قدیمی‌تر